به هیروی عزیز تبریک می گم که با صدای لرزانش می گوید : می خواهم فریاد بزنم...
و همینطور به سمکو و سیروان و مریم. امید دارم و خوشحالم.
پیوست : این یادداشت رو امروز برای روز آن لاین نوشته بودم. که چون فیلتره کلش رو اینجا دوباره منتشر می کنم. (بماند که وارش من هم فیلتره! ولی لینک دادن به سایت فیلتر کمی سخته). لازم است یادآوری کنم که برای آزادی کبرا ظاهرا آقای جمشیدی ، سخنگوی قوه قضائیه خیلی زحمت کشیده. البته همون طور که در یادداشت زیر هم توضیح دادم لایحه جدید قانون مجازات اسلامی قانون سنگسار رو دوباره تایید کرده. آیا وقت این نیست که برای این دوگانگی هم فکری اندیشیده بشه؟ مخالفت با قانون سنگسار نباید شکل فردی و دستوری یا پیشنهادی داشته باشه بلکه باید شکل قانونی پیدا کنه. چرا نه؟
روز آن لاین ، 30 دی ماه 87 :
/* /*]]>*/روز سه شنبه سخنگوی قوه ی قضائیه در کنفرانس خبری هفتگی خود، خبر سنگسار سه مرد در مشهد را تایید کرده و در ادامه صحبتهایش بر این موضوع تاکید کرد که تا زمانی که این قانون وجود دارد، قضات به دلیل داشتن استقلال رای، این احکام را صادر و اجرا می کنند ...
ادامه مطلب
امیدوارم به آرامش رسیده باشد در این زندگی پر نشیب و فراز!
البته این چندمین بار هست که بهنود تا پای اعدام می ره و بعد حکمش متوقف می شه. این موضوع خودش بدتر از اجرای حکم است. مگه یک آدم چند تا جون داره که هر بار اینجور وجودش بلرزه!
ساعت از 3 تازه گذشته بود که از کانون تماس گرفته و گفتند ماموران جلوی ساختمان جمعند و اجازه برگزاری مراسم را نمی دهند.
دیروز دوستی با طعنه یا بشوخی گفته بود : باریک اله! ایران و جشن حقوق بشر؟!
جوابش را داده بودم که : به نظر من، این هم یک بخش از فعالیت حقوق بشری است که اتفاقا باید روی آن بیشتر کار کنیم. ما مرثیه سرای غم و درد مردم نیستیم. بلکه تلاشمان این است که این غصه را کم کنیم. یک راهش هم این است که یادآوری کنیم که زندگی بدون شادی ما را از درون می پوکد.
اما .... خوب شاید زود قضاوت کرده بودم!
پیوست : امروز را هم به فهرست روزهای جشن !!مان چون 8 مارس و 22 خرداد اضافه کنیم! ما خوب بلدیم غصه هایمان را در خیابان نمایش بدهیم و در عوض شادی را به کنج خانه قایم کنیم!
در حالی که باید برای این هم فکری کنیم. با وجود همه روزهای سرد و سخت، ما به شادی مثل هوا و آب نیازمندیم.
