تبليغاتX
وارش
روز نویس آسیه امینی

بهترین کادوی تولدم رو امروز گرفتم؛ کبرا نجار ، محکوم به سنگسار، بعد از تحمل بیش از 11 سال زندان، ممکن است به روزهای آزادی نزدیک شود... 

به هیروی عزیز تبریک می گم که با صدای لرزانش می گوید : می خواهم فریاد بزنم...

و همینطور به سمکو و سیروان و مریم. امید دارم و خوشحالم. 

پیوست : این یادداشت رو امروز برای روز آن لاین نوشته بودم. که چون فیلتره کلش رو اینجا دوباره منتشر می کنم. (بماند که وارش من هم فیلتره! ولی لینک دادن به سایت فیلتر کمی سخته). لازم است یادآوری کنم که برای آزادی کبرا ظاهرا آقای جمشیدی ، سخنگوی قوه قضائیه خیلی زحمت کشیده. البته همون طور که در یادداشت زیر هم توضیح دادم لایحه جدید قانون مجازات اسلامی قانون سنگسار رو دوباره تایید کرده. آیا وقت این نیست که برای این دوگانگی هم فکری اندیشیده بشه؟ مخالفت با قانون سنگسار نباید شکل فردی و دستوری یا پیشنهادی داشته باشه بلکه باید شکل قانونی پیدا کنه. چرا نه؟

روز آن لاین ، 30 دی ماه 87 :

/* /*]]>*/روز سه شنبه سخنگوی قوه ی قضائیه در کنفرانس خبری هفتگی خود، خبر سنگسار سه مرد در مشهد را تایید کرده و در ادامه صحبتهایش بر این موضوع تاکید کرد که تا زمانی که این قانون وجود دارد، قضات به دلیل داشتن استقلال رای، این احکام را صادر و اجرا می کنند ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 20:42 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
این یادداشت امروز در اعتماد ملی منتشر شد :

در اين راستا وعده <موقوف‌الا‌جرا شدن> احكام صادرشده سنگسار براي عملي‌شدن بيش از هرچيز و به ويژه بيش از صدور بخشنامه يا دستور اجرايي مقام‌هاي قضايي بر اساس اصل استقلا‌ل قاضي كه تنها و تنها تبعيت از قانون را براي وي ملزوم مي‌شمارد، نيازمند بازنگري در قانون مجازات اسلا‌مي در اين زمينه بوده است. در حالي كه لا‌يحه جديد قانون مجازات اسلا‌مي كه چندي پيش كليات آن در مجلس شوراي اسلا‌مي تصويب شد اراده عملي دستگاه قضايي در تاييد اين حكم در بند (ه) ماده 225 را نشان مي‌دهد، در زمان حال نيز قانون مصوب سال 1383 كه ماده 83 آن حكم سنگسار را براي مرد و زني كه در شرايط احصان مرتكب عمل زنا مي‌شود، لا‌زم‌الا‌جرا است. بنابراين جاي سوال است كه در حيطه عملي، دستگاه قضايي <ملزم> به رعايت كدام است؟ بخشنامه؟ مصاحبه شفاهي مطبوعاتي مقام‌هاي قضايي؟ يا قانون؟ ‌
آنچه در عمل در سه سال گذشته رخ داده است، نشانگر راي مستقل بسياري از قضات در جاي جاي كشور مبني‌بر صدور حكم بر اساس قانون مصوب بوده است. بر اين اساس در سال 85 دو اجراي حكم در مشهد، در سال 86 يك مورد در تاكستان قزوين و پنجشنبه 5 دي ماه 87 سه مورد سنگسار در شهر مشهد اجرا شده است. كه البته از اين سه مورد كه هر سه نيز مرد بوده‌اند، يك نفر توانست از گودال كنده‌شده به اين منظور خود را نجات دهد و طبق ماده 103 قانون مجازات اسلا‌مي، حد از وي ساقط شد اما دو تن ديگر جان سپردند.
بر اين اساس مشخص مي‌شود كه:
نخست: بخشنامه‌ها و دستورات شفاهي بالا‌ترين مقام‌هاي قضايي كشور تا زماني كه در پوشش قانون قرار نگيرد براي دادگاه‌هاي ما لا‌زم‌الا‌جرا نيست و طبق قانون نيز نمي‌توان قاضي متخلف از <دستور> قضايي را تحت پيگرد قانوني قرار داد. ‌
دوم: كشور ما با امضاي كنوانسيون بين‌المللي حقوق سياسي و مدني خود را ملزم به رعايت مواد آن كرده است. ماده 6 اين كنوانسيون تصريح مي‌كند: <هيچ‌كس نبايد در معرض شكنجه يا رفتار تحقيرآميز و مجازات غيرانساني و ترذيلي قرار بگيرد.> و اگر حضور در اين مجامع، متضمن آبرو و اعتبار كشور است، چرا براي عملي‌شدن آن چاره‌اي در قانون انديشيده نمي‌شود؟

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 19:31 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
منوچهر لطیف را پیش از آنکه برای نوشتن ستون کشتی، به روزنامه اعتماد بیاید نمی شناختم. یکی از هنرهای ابراهیم افشار، ورزشی نویس موثر و بی نظیر کشورمان ، کار کردن با افراد تخصصی نویسی بود که معمولا دیگران به سراغشان نمی رفتند. یکی شان همین آقای لطیف بود که بعد از انقلاب و بعد از اخراجش از کیهان تقریبا فراموش شده بود.

امیدوارم به آرامش رسیده باشد در این زندگی پر نشیب و فراز!

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 11:10 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
از صبح خیلی ها زنگ زدن یا ای میل فرستادن که در مورد بهنود بپرسن. وکیل بهنود دیروز اعلام کرده بود که قراره حکم اعدام بهنود روز چهارشنبه یعنی فردا اجرا بشه. ولی خوشبختانه الان از عموی بهنود شنیدم که جلوی اجرای حکم گرفته شده.

البته این چندمین بار هست که بهنود تا پای اعدام می ره و بعد حکمش متوقف می شه. این موضوع خودش بدتر از اجرای حکم است. مگه یک آدم چند تا جون داره که هر بار اینجور وجودش بلرزه!

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 13:50 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
قرار بود امروز جشن حقوق بشر (به مناسبت شصتمین سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر -10 دسامبر- که به نام روز جهانی حقوق بشر خوانده می شود)، با تاخیری ده روزه در کانون مداقعان حقوق بشر برگزار شود.

ساعت از 3 تازه گذشته بود که از کانون تماس گرفته و گفتند ماموران جلوی ساختمان جمعند و اجازه برگزاری مراسم را نمی دهند.

دیروز دوستی با طعنه یا بشوخی گفته بود : باریک اله! ایران و جشن حقوق بشر؟!

جوابش را داده بودم که : به نظر من، این هم یک بخش از فعالیت حقوق بشری است که اتفاقا باید روی آن بیشتر کار کنیم. ما مرثیه سرای غم و درد مردم نیستیم. بلکه تلاشمان این است که این غصه را کم کنیم. یک راهش هم این است که یادآوری کنیم که زندگی بدون شادی ما را از درون می پوکد.

اما .... خوب شاید زود قضاوت کرده بودم!

پیوست : امروز را هم به فهرست روزهای جشن !!مان چون 8 مارس و 22 خرداد اضافه کنیم! ما خوب بلدیم غصه هایمان را در خیابان نمایش بدهیم و در عوض شادی را به کنج خانه قایم کنیم!

در حالی که باید برای این هم فکری کنیم. با وجود همه روزهای سرد و سخت، ما به شادی مثل هوا و آب نیازمندیم.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 15:33 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin