تبليغاتX
وارش
روز نویس آسیه امینی

... جنابعالی به خوبی بر این امر واقفید که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر تعهدی که در قبال اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر دارد، مکلف است در قبال شخصیت های حقیقی و حقوقی جامعه مفاد قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل از جمله "اعلاميه حقوق مسئوليت افراد، گروه ها وارگان های جامعه جهت ترويج و حمايت حقوق بشر و آزادي های اساسی شناسايی شده جهانی" را به طور دقیق و کامل رعایت کند. اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی ایران نیز از جنابعالی به عنوان پاسدار"استقلال قوه قضائیه" و مسئول "تحقق بخشیدن عدالت" و "احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی مشروع " شهروندان می خواهد که از " حقوق فردی و اجتماعی" ملت ایران به خوبی دفاع کنید. ما امضا كنندگان این نامه ضمن اعتراض شدید به نقض مکرر روح و مفاد قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر در جریان برخوردهای اخیر با نهادهای جامعه مدنی ایران، خواستار توقف فوری این اقدام ها و ایجاد "فضای امن برای زندگی، کار و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی " در جمهوری اسلامی ایران هستیم....
لينك: http://www.koneshgaran.net/spip.php?article629
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 9:38 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
خب حالا ما هم بريم سر خونه و زندگيمون :)
اگر جواب كامنتا و بعضي اي ميلها رو ندادم ببخشيد. خيلي ممنون از همه.
اميدوارم خوك بهتر از خروس و سگ باشه.
نوروز مبارك،
عزت زياد!

آقاي برادر ( http://www.hanouz.com/author.php?name=seidabad) ( لينكم كار نمي كنه) مي گه من مرثيه خون بدي نبودم تو اين مدت. يكي هم مي گفت هر وقت بغضش مي گرفت مي اومد اينجا.خب فعلا كه بيكارم و دفتر كنشگران پلمپ شده ببينم مي شه از اين راه نون و اب هم درآورد يا نه؟!
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 2:4 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده حدود ساعت ۴ روز دوشنبه ۲۸ اسفند آزاد شدند.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 16:1 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مدارك لازم تحويل دادگاه داده شد تا آنها مجوز آزادي را به اوين فاكس كنند....
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 14:20 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ديشب خواب جي جي رو ديدم. اين مدت نتونستم از حيوون بيچاره چيزي بنويسم. وقتي اون چند روز من نبودم، آوا هم خونه يكي از بستگانم بود و باباشم كه صبح تا شب دنبال كار ما. در نتيجه حيوون زبون بسته از گرسنگي از پا دراومد. وقتي اومدم خونه و ديدم خونه شيشه ايش خاليه نتونستم حتا بغضمو بتركونم چون اوا نمي دونست. بهش گفتيم جي جي رو بابا برد پيش همون آقاي دكتري كه قرار بود براش زن بگيره و مواظبش باشه!

اونم باور كرد. چون يك هفته پيش تلاش منو براي تماس با اون دكتر ديده بود.
ديشب خواب ديدم جي جي با يه خانم همستر سبز و سفيد! رو پشت بام خونه بابام اينا خونه ساختن. كلي شنگول بود و ورجه وورجه مي كرد. اومد جلو از دستم چيزي خورد و دوباره رفت عقب پيش زنش.
از خواب كه پا شدم خوابم رو براي آوا تعريف كردم و اون كلي براش دلتنگي كرد.
متاسفم كه به خاطر بازداشت من جي جي مرد.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:33 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
وثيقه رو بردن و تحويل دادن. شادي 200 ميليون، محبوبه 250.
دوشنبه كارشناس مالي مي ره و نظر مي ده كه اسناد اينقدر مي ارزن يا نه. اگر بيرزن! قاعدتا اين دو نفر دوشنبه يعني فردا آزاد مي شن. اما كي و چه ساعتيش رو ديگه خدا عالمه ( و احتمالا چند نفر ديگه)

ظاهرا تا دوشنبه يك روز مونده ولي چرا اين قدر دوره؟

اسفند داره لك و لك كنان خودشو مي كشونه. ديروز وقتي خيابونا راه مي رفتم و مي ديديم مردم فارغ از همه چيز - از انرژي هسته اي بگير تا تحريم و زنان و حقوق بشر و هزار چيز ديگه - مشغول ماهي عيد و خريد نوروزي و كار و بار خودشونن،‌ هم غصم گرفت و هم كلي ذوق كردم.
ذوقم براي اين بود كه زندگي مثل هميشه تو عروق اين شهر جريان داره و هر اتفاقي كه بيفته مردم نوروزشونو به جشن و شادي مي گذرونن. و غصه ام براي اين بود كه آيا اين مساله هميشگي نيست؟ آيا مردم ما نسبت به همه چيز بي تفاوت نشدن؟ انگار نه انگار كه بيخ گوششون چه اتفاقهايي داره مي افته ...

ما هم قاطي همين خيابونا و مردم رفتيم و براي آوا خريد كرديم. خوشحالم كه دريا، مامان بزرگ مهربوني داره كه خريداي عيدشو كرده.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 13:50 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
صبح امروز خانم غيرت عزيز ( كه اين روزها براي همه ما خيلي زحمت كشيدن) براي درخواست تخفيف وثيقه موكلانشون رفتن به دفتر قاضي حداد. پاسخ قاضي به درخواست خانم غيرت اين بوده كه " ماهنوز تصميمي براي اين دو نفر نگرفته ايم!".
اين، يعني اينكه حتا همون وثيقه 200 ميليوني -كه شادي گفته قادر به پرداختش نيست- هم فعلا خبري ازش نيست.
...
اگر قراره به موندنشون و اگر تصميمي براشون گرفته نشده چرا بهشون گفته مي شه وثيقه آماده كنن؟! چه كسي تصميم مي گيره اونها به خونه هاشون زنگ بزنن و درمورد وثيقه صحبت كنن؟ و چه كسي نتيجه مي گيره فعلا وثيقه اي دركار نيست و تصميمي گرفته نشده؟

آيا بايد باور كنيم همچنان كه به بعضي از دوستان ما در بازجويي ها گفته شد كه "اگر فلان رفتار با شما شد و مثلا كتك زدند، به ما (نيروهاي ما) مربوط نيست و برويد شكايت كنيد!!"، اين تماسها هم به يك گروه مربوط است و به ديگري - كه اتفاقا و احتمالا تصميم گير هم هست- نه؟!
اين بازي جديدي است كه ما فكر كنيم يك سري دارند محترمانه و قانوني و از روي اصول رفتار مي كنند و اراده ديگري وجود دارد كه اين اجازه را نمي دهد؟! نه آقايان محترم! از نظر ما براي اين سكه، دو رو وجود ندارد. اين بازي ديگر دستمالي شده تر از آن است كه ما چماق را ببينيم و به هويج دل ببنديم. مرگ را ببينيم و به تب راضي شويم. آزادي آنها لطفي نيست كه شما بعد از اين همه تلخي به ما هديه كنيد بلكه آزادي آنها حقي است كه با سربلندي به آن خواهند رسيد.

پيوست:

از همه كساني كه در دو روز گذشته تماس گرفتن يا اي ميل زدن و براي كمك كردن در تهيه وثيقه، پيشنهاد دادن واقعا ممنونيم. ببينيم تا اطلاع ثانوي اصلا نيازي به وثيقه هست يا اينكه دوستان ما هفت سينشونو بايد با " سربازرس و سر نگهبان و سرزندان بان و .... باقي سر ها " پر كنن!
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 10:51 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سلام دوست من
ديشب رفتم خونت. همه جا تميز و مرتب بود. اصولا اگه من و تو خونه نباشيم خونمون جمع و جورتره. حسين براي اولين بار تو دوهفته اخير مي خنديد. هنوز تو راه پله بودم كه صداشو شنيدم. قلبم ريخت . فكر كردم اومدي پريدم از جام. ولي حسين گفت كه زنگ زده بودي. گفت كه صدات خوب بوده و فقط نگران بيروني.

دخملكتم خوب بود. شنيدم ديروز باهاش گپ زدي و كلي حالش بهتر شده.
برات 200 ميليون وثيقه خواستن آره؟ عزيزكم اگه از ديوار مردم بالا رفته بوديم احتمالا ما هم الان وضع بهتري داشتيم. مي تونستيم در زمان زندوني بودن سرمونو بندازيم پايين و بيايم بيرون و بريم اون سر دنيا و كسي هم نپرسه خرت به چند؟!

ما تاوان چيو داريم پس مي ديم؟
ديشب كل اموال و دارايي هاي خونوادتو رو هم ريختيم قيمت اموال سند دار 70 ميليون هم به زور مي شد. 200 ميليون بايد وثيقه بذاري تا شب عيد بتوني به قولي كه به دريا دادي عمل كني؟ براي همينه كه مي گم اگه از ديوار مردم بالا رفته بودي احتمالا الان هم وثيقت بجا بود و هم اصلا مشكلي نداشتي براي موندن اون تو.

از اين كه مطمئني،‌از اينكه خيالت راحته،‌از اينكه باورت رو نمي شه شكست خوشحالم. نگران نباش. ما عيد نداريم تا وقتي بيرون نياين.

حرف اخر اينكه اگر نياين واقعا هفت سينمون رو جلوي اوين مي چينيم.

خبر اين بود: شادي صدر و محبوبه عباسقلي زاده ديروز با خانواده هايشان تماس گرفتند. شادي صدر در اين تماس عنوان كرد كه براي پايان بازداشت، از او 200 ميليون تومان وثيقه خواسته اند و وي نيز گفته است كه قادر به فراهم كردن چنين وثيقه سنگيني نيست.
پيوست:
دوست من از قلم افتاد اين خبر بد كه در دفترتان را پلمپ كرده اند. هم راهي را و هم مركز كارورزي را. امسال عيدي ما همه ، كامل پرداخت شد!
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 11:52 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
موسسه کنشگران داوطلب، بعدازظهر امروز به حکم دادسرای عمومی و انقلاب تهران پلمپ شد. ساعت 2 بعد از ظهر امروز ماموراني كه با يك حكم (كه فقط به دکتر سهراب رزاقی،مدير عامل كنشگران، نشان دادند)، به دفتر موسسه كنشگران رفته بودند، بعد از بيرون كردن همكاران دكتر رزاقي از دفتر كارشان، نيم ساعت پشت درهاي بسته با ايشان به گفت و گو نشسته و سپس وي را با خود برده و دفتر موسسه را پلمپ كردند.

بنابراين بنده تا اطلاع ثانوي دفتر كار ندارم!

خبر قبلي ما عجولانه منتشر شد ولي علتش جواب ندادن ماموراني بود كه حتا حاضر نبودن به ما كه همكاران دكتر رزاقي بوديم بگن كه از كجا اومدن و براي چه كاري و دكتر رو كجا مي برن! به هر حال خبر تصحيح شد.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 16:44 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بیانیه جمعی کثیری از فعالان جنبش زنان و فعالان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی

جمع زیادی از فعالان اجتماعی و فرهنگی و سیاسی با انتشار بیانیه ای خواستار آزادی بی قید و شرط شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده شدند. این بیانیه به شرح زیر است : در روزهاي پاياني سال 85 ، جنبش زنان ايران حوادث تلخ و ناگواري را پشت سر مي گذارد . پنج روز پيش از روز جهاني زن در روز دادگاه پنج تن از فعالان زن ، دوستان و بستگان آنان كه براي دلگرمي و حمايت ايشان ، مقابل دادسراي انقلاب حضوري آرام يافته بودند ( بدون اين كه اين حركت منع قانوني داشته باشد ) ، با خشونت بار ترين واكنش نيروي انتظامي مواجه و 33 نفر بازداشت و زنداني شدند . اينك پس از گذشت نزدیک به دو هفته، سي و يك تن از زنان زنداني اين واقعه آزاد ، اما خانم ها محبوبه عباسقلي زاده و شادي صدر ( كه پيش از اين به عنوان وكيل در دادسرا حضور يافته بود ) همچنان در بند 209 زندان اوين و در شرايط سخت انفرادي بسر مي برند .

ما جمعي از فعالان جنبش زنان ايران و فعالان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر این باوریم که جنبش زنان جنبشي صلح­ جو ، آرامش طلب و ضد خشونت است و بدينوسيله اعتراض خود را به ادامه خشونت و بازداشت آنان اعلام نموده و خواهان آزادي بدون قيد و شرط آنها هستیم.

در روزهاي اخير نيروي انتظامي و امنيتي نه تنها هيچ پاسخگويي يا اطلاع رساني نسبت به اقدامات خشونت آميز خود نداشته اند بلكه زندانيان را از داشتن كمترين حقوق از جمله حق تلفن و ملاقات با خانواده و ديدار با وكيل محروم كرده اند . ما امضاء كنندگان اين نامه مراتب نگراني خود را از ادامه بازداشت خانمها شادي صدر و محبوبه عباسقلي زاده اعلام مي داريم و با توجه به نزدیک شدن نوروز، از مسئولان مي خواهيم كه اين دو فعال جنبش زنان را هرچه سريعتر آزاد و به نزد خانواده هاي نگرانشان بازگردانند .

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 13:33 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

...

استدلالي كه زنان و مردان اصلاح طلب صاحب مجوز در انتقاد به اصلاح طلبان بي مجوز به كار مي برند اين است كه امروز، زمان مناسبي براي تجمع نيست. وضعيت كشور بحراني است و در مخاطره است. من مي پرسم در صد سال اخير چه زماني وضعيت مملكت مخاطره آميز نبوده است؟ و نكته ديگر اينكه در مملكت كه انواع مجوز در اختيار زور و قدرت است. رسم است كه از كساني كه زور و قدرت دارند نمي پرسند چرا مي زني و از آنكه ضعيف است و زوري ندارد هميشه مي پرسند چه كاري كردي كه كتك خوردي؟ صد ها و هزاران سال است كه هميشه آنكه زور دارد، مجوز دارد و مي زند؛ كسي از او نمي پرسد چرا؟ و آنكه زور ندارد فقط مجوز كتك خوردن، محاكمه و زندان رفتن دارد...

... براي ما زندان رفتن و كتك خوردن مقدس نيست و به واقع اين حرف درستي است كه جنبش مدني اصلاح طلبي در ايران به محرك اجتماعي و جنبش بيشتر نياز دارد تا اينكه به چهره و قهرمان. اما تعلل در حمايت گري فعالان جامعه مدني به ويژه فعالان جنبش زنان قابل توجيه نيست. دادن بيانيه هاي حمايتگرانه لازم است اما كافي نيست. به ويژه آنكه حاكميت ، بحث هاي حقوقي و مبارزات براي رفع نابرابري هاي حقوقي زنان را تاكنون سياسي تلقي نمي كرده است زيرا به گفته آقايان جنبش زنان در ايران قويتر از جنبش دانشجويي و جنبش كارگري است. اما يك فعال جنبش زنان تاكنون در زندان نبوده و نبايد اجازه داده شود كه جنبش زنان وارد حوزه هاي پليسي امنيتي شوند...

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 9:56 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعی از بازداشت شدگان فعال در جنبش زنان، به همراه خانواده هایشان عصر روز چهار شنبه 23 اسفند ماه در انجمن دفاع از حقوق زندانیان دور هم جمع می شوند تا ضمن ارائه گزارش از وضعیتشان بعد از بازداشت جمعی در 13 اسفند 85، مراتب حمایت خود را از شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده که هنوز در بند 209 زندان اوین به سر می برند اعلام دارند.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 19:43 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
قراربازداشت یک ماهه شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده با تفهیم پنج اتهام صادر شده است.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 13:47 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دست هاله عزیز درد نکنه به خاطر لوگویی که از شادی و محبوبه ساخته. اگر دوست دارین کد این لوگو رو در وبلاگهاتون قرار بدین.  

شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده را آزاد کنید


 
 مردم سرشون گرم  شده به عیدبازی و مشغله های اون. بعضی ها هم مسلما ترجیح می دن که توی این وضعیت اونها فراموش بشن. اما نمی شن. ما بدون دوستانمون عید نداریم. شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده باید قبل از عید پیش خونواده هاشون برگردن. دختر شادی منتظر عیدی مامانشه و دخترای محبوبه جز مادرشون کسیو ندارن. و این مادر  از زمان بازداشت تا کنون با خانواده اش تماسی نداشته.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 10:37 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در حالی روز جهانی زن را پشت سر می گذاریم که شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده دو تن از فعالان حقوق زن در بازداشت به سر می برند. این دو فعال حقوق زنان سال هاست که در چهارچوب قانون در حوزه مسائل زنان و جامعه مدنی تلاش گسترده ای کرده اند. اما متاسفانه اکنون شاهدیم که این دو تن از 13 اسفندماه به طور غیر قانونی دستگیر شده و اکنون در بازداشت به سر می برند.

از این رو ما در مرکز فرهنگی زنان ضمن محکوم کردن این بازداشت، خواهان آزادی بی قید وشرط و هرچه سریع تر شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده هستیم و از تمام فعالان حقوق زنان می خواهیم اعتراض خود را نسبت به بازداشت این دو عضو جنبش زنان اعلام نمایند.

مرکز فرهنگی زنان
20 اسفند 1385
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 6:50 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
قرار بازداشت شادي صدر و محبوبه عباس قلي زاده صادر شد.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 12:13 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
تو كه مي دوني دخترت اين قدر تو داره، كم گريه مي كنه و بغضشو نمي تركونه. چي بهش گفتي كه اينجوري زار زار گريه مي كرد و يك ساعت فقط مي گفت: من مامانمو مي خوام!!!!؟

شادي امروز زنگ زد. صداش از پشت تلفن مثل صداي آدمي بود كه نمي شناسم. گفتم شما؟ گفت آسي جان منم شادي!!! اونقدر هل كردم كه يادم رفت دختر كوچولوش پيشم ايستاده و داره زير چشمي منو مي پاد! فريادم رفت هوا كه اومدي بيرون؟ گفت نه! گوشيو بده به دريا. اين لحنو مي شناسم. يعني كه فقط به خاطر حرف زدن با دخترم اجازه دارم.

دريا گوشيو گرفت و برد تو اتاق كه ما صداشو نشنويم. ولي من مجبور شدم يه كار غير اخلاقي كنم و آيفون رو روشن كنم كه اگر پيغامي براي ما داشت بشنوم. ولي مادر و دختر (و البته مادر، چون دختر ساكت ساكت بود) حرفاشون ساده تر و عاشقانه تر از اوني بود كه بشه از توش پيغام ديگه اي درآورد. حرفاشون كه تموم شد دريا گوشه ديوار كز كرد و نشست. من فقط داد زدم كه شادي لطفا قوي باش مثل هميشه. نگران دريا هم نباش!
چي بايد بهت مي گفتم رفيق؟! كه دخترت دو روزه به هر بهانه اي بغض مي كنه و يه گوشه كز مي كنه؟ كه مجبوريم يه سيرك بازي كامل اجرا كنيم مگر اينكه لبش به يه خنده وابشه؟
باز هم اگر افسونو نداشتم كه كارم زار بود. يه روز تمام بچه ها رو برد سرزمين عجايب و اونا رو گردوند.

كاش مي شد دست يك يك زنهايي رو كه شادي از دم طناب، برشون گردونده رو بگيرم و بگن كه وكيلشون چه كارايي براشون كرده. نازنين، يك ماهه كه آزاد شده. ليلا يك سال، پريسا و حاجيه دوسه ماهه و خيليياي ديگه.

شادي عزيزم ، حرفهاي زيادي براي گفتن و نوشتن هست، اما امروز و فردا جز از لزوم آزادي شما نبايد نوشت.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:3 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
همه ۱۳ نفر دستگیری شده در تجمع دیروز با قرار کفالت آزاد شدند. فقط خانواده دو دختر به نامهای زهرا و زینب بلالی که به گفته والدینشان برای کلاس کنکور به حوالی بهارستان رفته بودند، از دخترانشان بی خبرند.

و شادی و محبوبه همچنان دربند و گویا در انفرادی اند.

 پیوست: دریا داره با آوا خونه بازی می کنه. یهو روشو می کنه به من و می گه: مامانم می خواد عید برام یه خونه، نه، یه قصر اسباب بازی بززززززززززرگ بخره و غش غش خنده هاش می پیچه ...

دارم به اون همه بچه ای فکر می کنم که بابا ماماناشون هرگز برنگشتن! تصور کردنش هم دیوانه کننده است!

پیوست ۲:

:)

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 17:8 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در تجمع دیروز (۸ مارس) ۱۳ ) و به قولی ۱۴ نفر) بازداشت شده بودند. این ۱۴ نفر در وزرا مستقر شده و امروز خانواده هایشان در مقابل وزرا جمع شده و خواستار آزادی آنها شدند.

تا الان که این سطرها را می نویسم سرحدی زاده، گیتا احمدی، مارال فرخی و نغمه صبا آزاد شده اند.

... و البته شادی و محبوبه همچنان در اوینند.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 16:30 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
حوصله نوشتن ندارم و مجبورم به نوشتن. ديروز با خانمها مينو مرتاضي و فاطمه گوارایی و شهلا انتصاري و رضوان مقدم رفتيم جلوي مجلس. روز جهاني زن بود مثلا. آنجا هم خانه ملت بود مثلا. ما هم پيش از اين اعلام كرده بوديم - نه يك بار كه هزار بار - كه جنبش زنان ايران، يك جنبش صلح جو، و امنيت جو و ضد خشونت است. مغزم جوابم كرده است بس كه فكر كرده ام چرا بايد چنين برخوردي شود؟ كتك زدن كساني كه آمده اند تا آرام مقابل مجلس بنشينند و به نمايندگان مردم در مجلس خواسته هايشان را منتقل كنند؟

چه كسي مي خواهد كه با بروز خشونت،‌ زنان ايران را صدر خبرها بنشاند؟ ما يا شما؟

دائم به ما مي گوييد كه اگر زدند اشتباه كردند!!!!!! آنها از ما نيستند! اين آقاي چشم سبز هيكلي بد دهاني كه لگد مي زند به زني كه سن مادرش را دارد، از كدام گروه است كه او را هم ۲۲ خرداد مي بينيم و هم مقابل دادسرا و هم مقابل مجلس؟

ديروز سخت كتك خورديم. پاي مينو و كمر خانم گوارايي و پاي من باتوم باران شد. مثلا گروه هماهنگ كننده قرار بود كه آرامش آنجا را تضمين كند. دو نفر از اين گروه (۶ نفره) كه در زندان بودند و گروه هماهنگ كننده عملا مجبور به انتشار بيانيه اي شده بود تا اعلام كند كه با توجه به اينكه دو نفر نيستند و بقيه هم بامداد پنج شنبه آزاد شده اند، امكان مديريت و هماهنگي وجود ندارد، با اين حال آنها براي دعوت به آرامش به مقابل مجلس خواهند رفت. اما گروه هماهنگ كنننده خودش آش و لاش برگشت.

 براي من و مينو و خانم گوارايي كه تاكسي دربست!!!گرفتند و دستور دادند اينها را از اينجا ببر بيرون!!!!

براي ژيلا خوشحالم و براي شادي و محبوبه همچنان نگران. و نيز براي بچه هايي كه ديروز تهديد شده اند و از انها خبري ندارم. شنيده ام كه مقابل مجلس دو نفر ( و به گفته اي ۴ نفر) را گرفته اند. اميدوارم رها شده باشند.

لطفا اگر كسي از بيتا خبر دارد به من بگويد. تلفن بسياري از دوستانم خاموش است. مي دانم كه حق دارند اما بي خبري بد دردي است.

براي شادي و محبوبه بايد فكري كرد.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 12:13 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

"همبستگي براي آزادي ، برابري، عدالت جنسيتي"

 

 

فعالان جنبش زنان سالهاست كه با چشم انداز همبستگي زنان ايران و جهان  و طرح مطالبات مدني ، خواهان برگزاري روز جهاني زن بوده اند . متاسفانه به رغم تلاش هاي مستمر گروههاي مختلف زنان در مسير احقاق حقوق انساني و شهروندي ، همواره با محدوديت ها و موانع بي شماري روبرو بوده ايم.

 

امسال نيز بر آن شديم تا با طرح مطالبات زنان، در تجمعي مسالمت آميز( طبق ماده 27 قانون اساسي) در مقابل نهادي كه به باور ما بايد برآمده از آراي ملت باشد، با تاكيد بر خواسته هاي دمكراتيك و برحق خود روز جهاني زن را گرامي بداريم .

 اينك اعلام مي كنيم كه به علت برخورد خشونت آميز نيروهاي انتظامي با فعالان جنبش زنان در 13 اسفند كه منجر به بازداشت 33 نفر از آنان - از جمله گروه هماهنگ كننده- شد و با ادامه بازداشت سه نفر از فعالان جنبش زنان در زندان اوين، كه دو تن از ايشان عضو گروه هماهنگ كننده هستند، و همچنين به علت آزادي تعدادي از گروه هماهنگ كننده مراسم در اولين ساعات روز 17 اسفند، امكان مديريت و سازماندهي مراسم روز جهاني زن از گروه هماهنگ كننده سلب شده است .

 

در همين راستا با تبريك مجدد روز جهاني زن كه امسال به نام "همبستگي براي آزادي ، برابري ، عدالت جنسيتي" نام گذاري شده است ، دست كليه حمايت كنندگان را  مي فشاريم و تقاضا داريم به منظور جلوگيري از بروز هرگونه خشونت و يا سو استفاده ، با اخلاق مدني و صلح جويانه، گروه هماهنگ كننده را در مقابل مجلس،  ياري كنيد .

 

 

 گروه هماهنگ كننده : شهلا انتصاري ، فاطمه گوارايي ،مرضيه مرتاضي لنگرودي ، رضوان مقدم

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 11:56 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
با اشك مي نويسم. در بامداد روزپنجم ما را از هم جدا كردند. بي معرفت نبوديم كه تنهايتان بگذاريم نيمه راه و برگرديم. اما سرنوشت ديوار را تنها ما نيستيم كه رقم مي زنيم. از امروز ما اينجا دربنديم و شما در اوين آزاد.

شادي، محبويه، و ژيلاي عزيزم. مي شود از امروز، اين ترانه را با همان صلابت سه نفري بخوانيد؟ ( با همان آهنگي كه رضوان يادمان داد؟)

" هر آنكس عاشق است از جان نترسد،‌كه عشق از بند و از زن...زن...زندان نترسد!

دل عاشق بود گرگ گرسنه، كه گرگ از هي هي چو،چو،چوپان نترسد! ..."

چشم براهتانيم.

شادي عزيزم، خيلي تلاش كردم در لحظه هاي آخر فرياد كنم نگران دريا نباش! اما نشد، شرمنده ام.

ژيلا و محبوبه عزيز! ديدن بهمن و مريم تنها چيزي بود كه بعد از ۵ روز بغضم را تركاند به هر دو گفتم كه شرمنده ام از اين كه تنها آمده ام.

ما ساعت ۲.۳۰ بامداد روز پنج شنبه ۱۷ اسفند۸۵ (۸ مارس ۲۰۰۷) آزاد شديم.

جواد و افسون را اگر نداشتم بدون شك اين من، امروز من نبود. همه اين چند روز آنها با من در بند بودند و چه دلگرم و سربلندم از بودنشان.

جز سپاس چيزي ندارم براي گفتن به ديگران. دوستتان دارم وباور دارم كه فردا از مسير امروز مي گذرد. باقي حرفها را بعدتر خواهم نوشت.

پيوست:

۸ مارس، روز جهاني زن، بر همه زنان و مردان حق جو  مبارك!

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 5:7 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

يیانيه جمعي از فعالان جنبش زنان دربارهي فشارهاي غيرقانوني به فعالان جنبش زنان در آستانهي 8 مارس روز جهاني زن

 

 

روز جهاني زن در حالي فرا مي رسد که کشور ما در شرايطي بس بحراني قرار دارد. سياستهاي  داخلي مبتني بر سرکوب و ارعاب و ناکارآيي سیاست خارجي  و پافشاري بر توليد انرژي هسته اي در حالي که اعتماد و اطمينان جهاني را از دست داده ايم، به عنوان مسأله اي تنش زا و تداوم سياست هاي جنگ طلبانه آمريکا و متحدانش در سراسر جهان به بهانه صدور دموکراسي و حقوق بشر از راه تحريم و حمله نظامي ما را در چالشي مداوم و روزافزون قرار داده است. از يکسو در فقدان يک ساختار دموکراتيک شاهد اجراي تصميماتي براي سرنوشتمان هستيم که بدون حضور ما يا نمايندگان واقعي ما اتخاذ مي شود و از سوي ديگر، فشار جامعه جهاني را بر گرده خود احساس کنيم که حلقه محاصره خود را با تهديد و تحريم و کابوس جنگ هر روز تنگ تر مي کند. ما، جمعي از فعالان جنبش زنان، در آستانه روز جهاني زن ( 8 مارس/ 17 اسفند 1385)، و با تبريک اين روز به همه زنان ايراني، اعتراض خود را به کليه سياست هاي پدر سالارانه خواه به نام  تفسير ناصواب از اسلام، یا به نام حقوق بشر و دموکراسي را اعلام مي کنيم و اعتقاد داريم آنچه جامعه جهاني بايد بر آن پافشاري کند، بحث دموکراسي و حقوق بشر است و نه انرژي هسته ايي، آن هم از طريق گفتگوي ديپلماتيک و صلح آميز و نه جنگ و ويراني .

 

مروري بر وقايع مربوط به زنان در يک سال گذشته نشان مي دهد که علاوه بر تداوم تبعيض عليه زنان، از يکسو سياستهاي دولتي مبتني بر خانه راندن زنان شدت گرفته و از سوي ديگر فشار حاکميت بر فعالان جنبش مستقل زنان از فیلترینگ گسترده سایتهای زنان گرفته تا تهدید، ممنوع الخروج کردن، احضار، بازجویی و بازداشت آنان به طور چشمگيري افزايش يافته است.

 

عليرغم همه فشارها و مخالفتها، جنبش زنان ايران هم اينک در يکي از پويا ترين و فعال ترين دوران هاي خود در طول تاريخ معاصربه سر مي برد و مجدانه طرح خواسته هاي زنان را در قالبهايي به مراتب سازماندهي شده تر از گذشته پي مي گيرد. فعالان جنبش ضمن تأکيد بر اصلي ترين خواسته هاي خود يعني رفع تبعيض حقوقي و عملي و برقراري عدالت جنسيتي، به عنوان يکي از پيشروترين نيروهاي اجتماعي نسبت به مسائل عام نيز واکنش نشان داده اند. گروههاي مختلف جنبش زنان در عين حفظ همبستگي، مطالبات گوناگون شامل رفع جداسازي جنيستي ، محوسنگسار ، اعتراض به قوانين تبعيض آميز، نگارش منشور زنان ايراني، تلاش براي شكستن سد حضور در ورزشگاهها، فعاليت در جهت صلح و… را در قالب کمپين ها و کار گروه هاي مختلف پي گرفته اند.

 

 همبستگی همواره یکی از آرمانهای جنبش زنان در ایران بوده است. ما فعالان جنبش زنان محاکمه تعدادی از فعالان این جنبش را در آستانه 8 مارس، روز جهانی زن، نشانه تداوم سیاست های سرکوب گرانه علیه مطالبات بر حق زنان ایران می دانیم و ضمن محکوم کردن این سیاست ها و اقدامات، نسبت به تبعات منفی امنیتی نمودن فضای مسالمت آمیز فعالیت های مدنی جنبش زنان هشدار می دهیم و با تأکيد دوباره بر خواسته هاي دموکراتيک و  خود جوش ملت ايران، به ويژه جنبش زنان، براي ابراز همبستگي با پنج نفر از فعالان جنبش زنان كه به اتهام دعوت به تجمع مسالمتآميز 22 خرداد در ميدان هفت تير، درست چند روز مانده به روز جهاني زن براي شرکت در جلسه دادرسي به دادگاه انقلاب فراخوانده شده اند (شهلا انتصاري، فريبا داوودي مهاجر، پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و سوسن طهماسبي) و نيز همه فعالاني که در يک سال گذشته مورد آزار، تحقير و توهين قرار گرفته، کتک خورده اند، احضار و بازجويي شده اند (از جمله ژيلا بنييعقوب، دلارام علي، عاليه اقدامدوست، آزاده فرقاني، بهاره هدايت، نسيم سلطانبيگي، مريم ضياء، لیلا موسی زاده ، فاطمه حاج حسینی، معصومه ضیاء، فریده فرهی و... كه به دلیل شركت در تجمع 22 خرداد دستگير و محاكمه شده يا در انتظار محاكمه هستند)  و فعالان زني كه دستگير شده و در انتظار پروندهسازي هستند (از جمله طلعت تقي نيا، منصوره شجاعي و فرناز سيفي كه به خاطر قصد به شركت در يك كارگاه آموزشي در هند در فرودگاه بازداشت شدهاند)، روز يکشنبه، 13 اسفند ساعت 8 و نيم صبح در مقابل دادگاه انقلاب (واقع در خيابان شریعتی، ابتدای خیابان معلم) حضور می یابیم و اعتراض خود را نسبت به هر گونه برخورد امنيتي و قضايي با فعاليت هاي مدني و مبارزات مسالمت آميز زنان براي احقاق حقوق خويش ابراز می داریم.

 

ما چشم به آينده دوخته ايم.

 

امضا کنندگان:

 زهره ارزني، نسرين افضلي، زارا امجديان، اميلي امرايي، آسيه اميني، شهلا انتصاري، يلدا ايراني، سما بابايي، ژيلا بني يعقوب، طلعت تقي نيا، فرنوش تهراني، جادي، جلوه جواهري، ناهيد جعفري، اشرف چيتگر زاده، مريم حسين خواه، فريبا داودي مهاجر، پرستو دوکوهکي،عيسي سحر خيز، احترام شادفر، فخري شادفر، منصوره شجاعي، مهسا شکرلو، شادي صدر، محبوبه عباسقلي زاده، فريده غائب، فاطمه فرهنگخواه، آزاده فرقاني، ليلي فرهادپور، گيسو فغفوري، پريسا کاکايي، رويا کريمي مجد، ناهيد کشاورز، فاطمه گوارايي، سارا لقايي، ساقي لقايي، سارا لقماني، مهناز محمدي، هما مداح، سحر مرانلو، مينو مرتاضي لنگرودي، سيمين مرعشي، کاوه مظفري، رضوان مقدم،ناهيد مير حاج، فيروزه مهاجر، روزبه ميرچرخچيان، زهرا مينويي، شيوا نظرآهاري، مصصطفي نيلي.

 

پیوست مهم: و البته فراموش نمی کنیم روزهای سختی را که مهندس موسوی خوئینی در حمایت از حرکت زنان در بازداشت به سر برد و هم قدر می دانیم تلاش ایشان را در باور به اینکه دموکراسی، بدون احقاق حقوق بدون تبعیض زنان امکان پذیر نخواهد بود.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 11:37 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
۱) قيافه شهرام جزايري را تجسم كنيد كه الان در كدام گوشه راحت و امن جهان نشسته است و دارد حكم صادر شده عليه خودش را نگاه مي كند و با لبخند مي گويد: چه تصادفي!! درست سه روز بعد از اينكه به اين جاي راحت رسيده ام رايم صادر شد. چه تصادف با نمكي! يادم باشد اين را در دفتر خاطراتم به عنوان يك اتفاق نادر بنويسم!

حالا يك سوال چرا جريمه اين حكم به دلار امريكاست؟! مگر خداي نكرده ايشان در سرزمين شيطان بزرگ سكنا گرفته اند كه بايد ۶۱ ميليون دلار امريكا پرداخت كند؟! چطور بايد آن را بفرستد؟ با حواله بانكي؟ يا كش حساب مي شود و لابد بي واسطه و خودش هم بايد تقديم كند!

من اگر به جاي طبسي ها بودم يك اعتراض جدي مي كردم به اين حكم. يعني چه كه هر چه دزد و قاچاقچي و مجرم و مفسد را آن بيچاره ها بايد تحمل كنند؟ آن هم ده سال!!!!!! يك سال و دو سال كه نيست!!!

۲) نامه عذرخواهي وزير آموزش و پرورش به برخي مراجع تقليد تقديم شد آقاي محترم به جاي اينكه بدو بدو نماينده بفرستي به قم بهتر نبود از توهيني كه به شعور اين همه معلم و دانش آموز كرديد پوزش بخواهيد؟ بماند كه پوزشتان هم قرار است چه تغييري و چه تاثيري ايجاد كند؟

اين همه وقاحت حال آدم را بد مي كند: وزير آموزش و پرورش به محض اطلاع از اين مساله طراحان خاطي سوالات را عزل و به مرجع قضايي سپرد.  آدمي با اين حد شعور را عمه بنده احتمالا در چنين پستي گذاشته بود. انگار هندوانه سفيد بوده كه بلافاصله بعد از امتحان كردن انداخته دور!! در همين خبر يكي از اين آقايان گفته كه اين بابا ( طراح سوالها) يا زيادي ساده لوح بوده يا مغرض. چه كسي يك آدم بي اندازه ابله يا مغرض را مدير كرده است؟ او خودش آيا عاري از اين دو صفت است؟!!!

و از همه مهمتر اينكه رسانه ها چرا دانسته اند؟ اگر بنا باشد هر كس " چون به خلوت مي رود آن كار ديگر مي كند" به رسانه ها كشيده شود كه آبرويي نخواهد ماند!!! منتها ببخشيد كه اين بار خلوتي در كار نبوده و همه چيز اتفاقا در روز روشن و در چشم خلايق رخ داده است.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 17:58 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
از مهرداد عزيز كه براي انتقال و انتشار اخبار مربوط به بهزاد به رسانه ها كمك كرد واقعا ممنونم. به نظرم خيلي مهمه كه اگر خبري مي شنويم كه تا اين حد مهم و تاثير گذاره بوي‍ژه در حوزه كودكان، به انتشارش كمك كنيم.

بقيه خبر بهزاد  ( و اين ) رو در وبلاگ مهرداد بخونين.

۲-  چه مصاحبه خوبي كرده پريسا و چه پاسخهاي خوبي داده آقاي بابك احمدي:

آشكارا مهم‌ترين مانع بازدارنده حكومتي است كه موظف است قوانين را اجرا كند، قوانيني كه ساخته و پرداخته‌ي معتقدان به نابرابري اجتماعي زن و مرد هستند. اينان در اثبات حقانيت چنان نابرابري‌اي دلايل زيادي كه به زعم خودشان «عقلي و نقلي‌» هستند ارائه مي‌كنند، با هر گونه خواست دگرگوني قوانين مخالف‌اند و حكومت نيز در اين راه به طور منظم و پيگير دست به خشونت مي‌زند. اما اين قدرت مسلط يگانه مانع بازدارنده نيست‌ ....

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 20:43 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
من كمي دير رسيدم اينجا با اين وجود همراه ديگران اين سرود رو مي خونم. ضمن اين كه گلايه دوستاني كه از فعالان زن انتقاد كردن كه چرا گامي در دفاع از حقوق انساني خانم سميه بينات، همسر آقاي باطبي، برنداشتن كاملا برحقه. يكيش خودم! گرچه دليل بي خبري در اين دوسه روزي كه اينجا رو هم آپ نكردم، دلايل مشابهي بود،‌ولي به هر حال قابل توجيه نيست. زن و مرد نداره، اميدوارم به مرض بي درمان بي تفاوتي مبتلا نشيم.

احمد عزيز

گرچه مسلخ را قناریان عاشق سکنِی شده است ، گرچه پنجره ها رو به تهی باز می شوند و درختان را شور بهار مرده ، گرچه صدای پای هیچ سوار عاشقی خواب جاده رابر نمی آشوبد و ثانیه ها را رمق زنده ماندن نیست ، گرچه شکوه دلاوری مرده ،بغض حنجره هایمان را میهمان اند و سودای هیچ شرری در شریان های خشکیده  بودنمان نیست ، آسمان هر شب قصه ابابیل می بارد و سوز طوفان نوح استخوان سوز شده ، گرچه یاران را صلای هیچ فریادی نیست که طاعون به جان شهرمان افتاده که دریوزگان را سروری داده اند و سیاهه فساد جای قرص خورشید را گرفته اما بهار می آید .پشت تاریک ترین دریچه شهر ، خورشید تو را می خواند که هیچ میله زندانی به قد قامت خورشید نخواهد رسید که شب اگر تمام دریچه های زیستن را مسدود کرده انتظار نور در ید بیضای تو ، طلوع را نوید می دهد.

 

هر انسان را از بودن سهمی است و سهم هر انسان اشاره ای است . تو که چون نمادی بر تارک فعل آزادی می درخشی سهمی بزرگ از اشاره مان هستی .

 

باز می گردی می دانیم که با هم به هلهله می نشینیم آزادی را در کوچه های شهر که دیگر هیچ مدرسه ای  به زندان تن نمی دهد و هیچ کوچه ای بن بست نخواهد بود. می آیی و همراه تو هی هی و هی هایمان دل تمامی لاله های  باران خورده را می شکند و آنگاه بغض رهای فروخورده  شلاقشان را بر گرده استبداد می نشاند که عمر این دروغ وضع قتال صفت رو به پایانی است. برای تو تا رهایی می رویم چرا که آزادی بدون تو ترجمان برده گی است . می دانیم می آیی...

 

برقرار باش که قرارمان از پایداری توست...

اندکی صبر...

 

ممنون از علي آقا براي لينك.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 20:18 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
حرفي براي گفتن نيست. مدتها دل دل كردم كه آيا اين تصوير رو منتشر كنم اينجا يا نه. و با توجيه دوستي كه مي گفت ديدنش شايد تلنگري باشه براي ما كه بي خيال نگذريم از اتفاقي كه در كنار گوشمون رخ مي ده، منتشرش مي كنم.

بهزاد، پسري كه مورد تجاوز جنسي و شكنجه جسمي قرار گرفت و اينك در بيمارستاني در همدان بستري است

قبلا در مورد بهزاد كه در بيمارستاني در همدان بستريه نوشتم. روزنامه اعتماد ملي هم خبرش رو پي گيري كرد . اين تصوير رو دوستي از همدان فرستاد كه از اول پيگير ماجرا بود . و جا داره ازشون تشكر كنم.

اگر اين تصوير ناراحتتون مي كنه. مي تونين اين صفحه رو ببندين. ولي يادمون باشه كه اين فيلم نيست كه با بستن يك صفحه تموم بشه. اين بخشي از يك واقعيت تلخه.

 واقعيتي از همون دست كه خبراشو مي خونديم و مي خونيم. مثل بچه هاي مثله شده اي كه توسط بيجه مورد شكنجه و تجاوز قرار گرفتن. بيجه اعدام شد اما اين داستان همچنان، مثل يه سريال دنباله داره.

به انجمن هاي حمايت از كودكان پيشنهاد مي كنم كه پي گير وضعيت بحراني بهزاد باشن. همون طور كه با پي گيري مستمر و انصافا خوب انجمن حمايت از حقوق كودك و شخص خانم حقيقت خواه وكيل اين انجمن، توران ( اگه فهيمه همت كنه لينك مطلبشو مي ذارم)  از شرايط وحشتناكي كه داشت به شرايط معقولي (نزد مادرش) منتقل شد.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 13:0 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دیروز که اخبار مجلس و اعتراض برخی نمایندگان رو به طرح سوالاتی در "آموزش ضمن خدمت " معلمان می خوندم، به شدت کنجکاو بودم که ماجرا چیه و دیگه چه چیزی رو علم کردن و تعجبم از این بود که بابا اینا که دیگه همخون خودتونن! باز یه دعوای داخلیه؟!

ولی امروز وقتی در کمال حیرتم در وبلاگ امیر عباس نخعی ( که تولد وبلاگشم مبارک)، سوالها رو خوندم دچار چیزی وراتر و فراتر از حیرت شدم. 

 و قبل از این که به واکنش مجلس (و احتمالا بقیه معترضان) فکر کنم به این فکر می کردم که در این مملکت دیگه هیچ چیز عجیب نیست. هیچ چیز. فقط باید در برابر هر اتفاق غیر قابل باوری قدری تامل کنیم و ببینیم واقعا ریشه اش کجاست.

مهم فقط توهین شدن یا نشدن به باورهای کسی نیست. توهین به اعتقادات هرکسی در هر لباسی اعم از دینی یا غیر دینی به نظر من درست نیست. ولی حرف من اینه، جدا از اینکه این سوالها رو توهین به کسی بدونیم، افرادی که  احتمالا امروز به این سوالها اعتراض می کنن همون کسانی هستن که سالها نسبت به کسانی که باید با گذشتن از همین نوع سوالها  مهمترین گام زندگیشون رو در کار یا تحصیل برمیداشتن سکوت کردن یا تایید کردن کار گزینشگران رو.  کسانی که باید در مصاحبه های حضوری و غیر حضوری  به سوالهایی از همین دست - حالا بی حضور فاعل- جواب می دادن!

معترضان امروز به توهینی که به پیامبر مسلمانان در این سوالها شده اعتراض می کنن اما هیچ کس نمی گه به معلمان و دانش آموزان اونها هم توهین شده و سالهاست که توهین می شه. کسی اعتراض نمی کنه که آیا می دونید در گزینش اداره ها چه نوع سوالهایی از گزینش شوندگان می شه؟

سوالهایی از قبیل شرایط دفن و کفن، شرایط حیض زنان ( از این واژه اصلا خوشم نمیاد ولی نقل به مضمونه)، شرایط جماع و هزار مستحب و مکروهی که عمرن اگه خود سوال کننده یه بار تو عمرش از مسیر اون عبور می کرد و هیچ ربطی نه به سواد و سطح علمی کسی داره و نه نشان از باور و اعتقادی. این همون راهه که امروز به اینجا کشیده می شه که یه طراح سوال - که شدیدا کنجکاوم بدونم کی بوده این نابغه قرن- مهمتر از سواد یه معلم یا حتا دانشش درباره مسائل دینی اش ،دانستنش در باره مسائل خصوصی - خیییییلی خصوصی- پیامبرش اهمیت داره.

عجیب نیست! و اتفاقا نشون می ده فکر مدیرانی رو که چنین افرادی رو در راس گزینشها و آزمونهای معلمان !!!! این مملکت می ذارن. نشون می ده که فکر، تنها دور و بر کمر و یه کم بالاتر و پایین تر کار می کنه. فکر ، اونقدر درگیر مسائل و روابط خصوصی آدمهاست که به اندیشه آدم مورد بحث و به باورهاشون کاری نداره. تازه بماند که اون هم چه ربطی به آزمون ضمن خدمت معلمان داره. آزمون ضمن خدمت مگه نه اینکه باید معلمان رو با مسائل علمی روز آشنا کنه تا معلوماتشون با علم روز جلو بره؟!

البته این یه چیز تازه نیست! سالهاست داره اتفاق می افته. حالا این بار فقط سوالها فاعلی داشته که توهین بهش توهین به مقدسات محسوب می شه و سروصدا می کنه. اسمی در این سوالها آورده شده که به خاطرش روابط خارجی چندین کشور در همین چند ماه گذشته به هم ریخته. اسمی آورده شده که سیاسی ترین نام و نام سال یک کشور - کشور خودمون- نامگذاری شده. اما چرا هیچ کس در این سالها اعتراض نکرد به این که صدها نفر و بلکه بیشتر ،در این کشور، به خاطر گزینشهایی از این دست، از داشتن یک شغل، یا از ادامه تحصیل ، محروم شدن؟

 چرا امروز هم در مجلس کسی به نفس وجود چنین مسائلی که هیچ ربطی به دانش معلمان و آگاهیشون از مسائل مربوط به کارشون نداره، اعتراض نمی کنه؟ آیا اعتراض، تنها به نام پیامبر مسلمانان در این سوالهاست؟ اگر نام ایشون در این سوالها نبود، و اگر سوالها دور و بر غسل میت و جنابت و حیض می چرخید، مشکلی پیش نمی اومد؟

جالبتر از همه واکنش وزیر آموزش و پرورشه. ایشان فرمودند که به مساله دامن نزنید. چشم! چون شما می فرمایید حتما به صلاح همه است که این بار هم چیزی نگن. فقط اجازه بدین به دولت فخیمه ای که حضرتعالی رو در راس آموزش دهندگان به بچه های بدبخت ما کرده بگیم که باباجان!  مارادونا ( کاریکاتوریست دانمارکی) رو ول کنین و غضنفرو ( وزارت آموزش و پرورش و دولت فاخر آقای احمدی نژاد)   بچسبین.

پیوست: این هم شش سوال دیگه از همون آزمون

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 11:8 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بهزاد ۱۲ ساله است. پدر و مادرش سالها پیش از هم جدا شده اند. بهزاد پیش دایی و زن دایی زندگی می کند. دو آشنا - دو پسر جوان از آشناهای دور- چند روز پیش به خانه دایی می روند و می خواهند با بهزاد به گردش بروند(یا به بهانه ای شبیه این). و می روند.

 

چند روز بعد بهزاد در شرایطی پیدا می شود که بارها به او تجاوز جنسی شده است. تمام تن و حتا صورتش با سیخ داغ و سیگار سوزانده شده. به او کراک تزریق شده است و آنچه به ذهن کسی ممکن است نرسد! بر سر این بچه آمده است.

 

بهزاد تا حالا در همین چند روز گذشته سه بار عمل جراحی شده است. وضع جسمی او هم به خاطر شکنجه هایی که دیده است و هم به خاطر تجاوزهای مکرر جنسی بسیار وخیم است. بهزاد در همدان بستری است و ظاهرا فعلا ممنوع الملاقات است.

خبرنگارانی که می خواهند خبرش را کار کنند و عکسش را، خبرم کنند. 

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 12:22 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin