تبليغاتX
وارش
روز نویس آسیه امینی

قبل از هر چیز ممنون از اطلاع رسانی سهام عزیز. امیدوار بودیم که دانشگاه ها از رخوت به درآیند و شادابی پیش از ۱۸ تیر را از سر بگیرند. نمی دانستیم و یادمان رفته بود که در چه روزگاری نفس می کشیم!

دوم اینکه این یار غار خودش معتقده عیبی نداره که در یک مراسم آیینی - که البته چه خوب مچش کردن با تولد نشریشون ایده خیلی خوبی بود برای شادباش این شب ایرانی- یک آدم سیاسی دعوت بشه. خب معلومه که عیبی نداره! من فقط نظر خودمو می نویسم."من" ترجیح می دم که یک روزنامه نگار همیشه مستقل از یک گروه سیاسی و حتا فرد سیاسی فعالیت کنه. می گین این تو کشور ما - و شایدم تو دنیا - شدنی نیست؟ می گین پس چرا خودت تو جلساتی که به مناسبتهای مختلف یه حزبی برگزار می کنه شرکت می کنی؟ می گین ... آرررررررررره؟!

خب حق دارین بگین! ولی بازم من بین ارتباط داشتن با یک گروه سیاسی به دلایل کاری و حرفه ای و حتا اعتقادی و هورا کشیدن تفاوت قائلم. در عین حال که اون رو هم انتخاب شما می دونم و سعی می کنم بهش احترام بذارم.فقط نگو تو رو خدا که این هورا کشیدن نیست!

 اما نکته دیگه اینکه به هر حال ا ز نظر من شب چله یک مراسم آیینیه و نمی تونه روز برگزار بشه حتا اگر شما در جمع کردن ملت مشکل داشته باشین!

یک توضیح اضافه که شاید پشیمون شدم و پاکش کردم:

دوست عزیزم می دونی که من رای دادم . به دکتر معین هم رای دادم. می دونی که خیلی ها رو هم ممکنه با نوشته ها و حرفام تشویق به رای دادن کرده باشم.این کاری بود که پیش تر برای آقای خاتمی هم کرده بودم. ( البته ۸ سال پیش) اما افتخار می کنم که هرگز برای هیچ سیاستمداری هورا نکشیده ام. و از روزی که ایشان بر صندلی ریاستشان تکیه زدند اولین کارم نقد نظریه جامعه مدنی بود که نمی دانستیم بر کدام نهاد مدنی قرار است استوار شود؟! و این که اصولا جامعه مدنی آیا باید از سوی یک دولتمرد تبلیغ شود؟! و ....

ما اینجا برای زنده ماندن - زنده ماندن خبری نه جانی - و برای ادامه دادن ناگزیریم از ارتباط داشتن با آدمهای سیاسی. ما ناگزیریم از حمایت کردن. چرا که نیازمندیم به حمایت شدن. اما من اصولا با هورا کشیدن مشکل دارم. همان طور که با مرگ بر... مشکل دارم. نمی دونم که چقدر می شه تو این مملکت مستقل موند و از نظر کاری نمرد؟! ولی حتا اگر این طور باشه من ترجیحش می دم به شیفتگی برای سیاستمداران. حتا اگر این سیاستمدار ، تنها کسی بوده  باشه که در ۲۷ سال گذشته، و در شرایط نفستنگی شدید ما، یک پنجره تازه باز کرد . حیف که از این پنجره تازه هم هوای تازه ای نیامد و این البته اقرار می کنم که همه اش گناه او نبود!

حالا جدای از این حرفا رفیق امشب که حافظ باز می کنی یه نیتم برای ما بکن !

اوه، یه امشب می خوایم حال کنیما! اگه گذاشت این معصومه!! تو پست قبلی نوشته بودم هرکی می خواد براش حافظ باز کنم بهم خبر بده و اگرم کسی برای من فال گرفت لطفا بازم خبر بده.

حافظا بدجوری امشب مخلصتم خلاصه!

 

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 15:26 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

با یلداترین بوسه بر لبان تو

شبی بلند آغاز می شود

قصه ای نا تمام

و شهرزادی که از سر شب

قافیه را به شاه هرزه باخته است.

 

تا صبح، تقلایی شگرف در راه است؛

فریب،

 گریه ،

عشوه،

جنون ،

هر کدام برهنه در برابر مرگ،

والبته عشق

                   که سرزده از راه می رسد.

*

شاه خسته زانو می زند.

*

از پس یلداترین بوسه بر لبان تو

خورشید

می جوشد از سنگ آسمان

 

دختران رز

خوشه می دهند

ا ز پستانهای زنی

که

 خدای

نام داشت

و ما هرگز

نامش را نپرسیدیم.

قبول دارم این شعر ربطی به شب یلدا نداره غیر از همین اسمش!

یلدای خوبی داشته باشین. حافظ خونی فراموش نشه! به شدت منتظرم ببینم فرداشب فالم چی می شه.

پانی جونم؟ می شه برای منم حافظ باز کنی ؟ می دونم امتحان داری ولی باز می دونم که فردا شب بیداری تا صبح. یاد اون یلدای بلند به خیر.

اگه کسی می خواد من براش حافظ باز کنم بهم خبر بده!

امیدوارم  همتون عاشق باشین!

پیوست۱: ظاهرا قراره یه سری از جوونا وشایدم با پیرترا روز پنجشنبه ساعت ۱۴.۳۰ در فرهنگسرای بهمن با آقای خاتمی مراسم یلدا داشته باشن!

باباجونا! جان ما همه چی رو دیگه مسخره نکنین! آخه یلدا چه ربطی به دو و نیم بعد از ظهر داره؟! بعدشم وقتی یه آدم سیاسی رو میارین تو یه مراسم آیینی، بیش از این که اون ادم رو آیینی کرده باشین اون آیین رو سیاسی کردین! نمی شد بهانه دیگه ای دست و پا کنین؟

۲: این پیمان یک جونور دوپاست واقعا! اعجوبه ای در نوع خود کمیاب و البته می شه ساعتها زیر ذره بین مطالعش کرد! با سپاس از جناب قاسمی برای انتشار این مطلب.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:41 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بعد از ۶ سال افتادم دنبال گرفتن مدرک تحصیلی و تسویه( یا تصفیه نمی دونم کدومش درسته!) حساب دانشگاه. بابام دراومد. نمی دونم کدوم شیر پاک خورده ای بخش اداری این دانشگاه علامه رو منتقل کرده به دهکده المپیک، درست زیر قله قاف؟!

امروز که تو اداره های مختلف دانشگاه تو این خیابون و اون خیابون می گشتم، یه لحظه فکر کردم وای! من می تونم حتا یه هفته تو این اتاقاهای چرک بی نور - مثل ساختمون مرکزی علامه تو کریم خان- کار کنم؟ داشتم فکر می کردم کسی که مثلا ده سال پشت این میز شلوغ نشسته و ورقهای مردم رو این ور و اون ور کرده، ورقهایی که نه چیزی به اون اضافه می کنه و نه کم، چه احساسی داره وقتی من جلوش وای می سم و می گم : خانم شما خسته نمی شین زیر این نور کم کار می کنین؟

جوری نگام کرد که خجالت کشیدم از سوال ابلهانم!

چقدر شغلای مختلف با هم فرق می کنن و چقدر ادمها با هم و چقدر احساسات با هم و چقدر همه چیز با همه چیز! ...

 

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 20:8 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نمایشگاه فنگ شویی فخری برزنده ( شاید بعضی ها اونو با شعرای قشنگش بشناسن) روزهای چهارشنبه تا جمعه از ساعت ۱۰ تا ۱۹ برگزار می شه.

نشانی: شهرک غرب - فاز ۲- خیابان هرمزان- برجهای هرمزان- سالن اجتماعات برج ۴

فنگ شویی می دونین چیه؟ برای اونایی که نمی دونن بگم که  فنگ شویی روشی هست که کمک می کنه با چینش اشیائ خاص و نیز اشیائ معمولی محیط زندگی گردش انرژی مثبت و دفع انرژی منفی توی خونه براحتی انجام بشه .

این روش در آسیای شرقی خیلی متداوله و شرقی ها معتقدن برخی از اشائ، رنگها و نشانه ها می تونه به این گردش کمک کنه.

این پست رو مخصوص دوستانی نوشتم که در نمایشگاه قبلی پوست منو کندن که چرا بهشون خبر ندادم.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 17:38 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
باور کردنش البته کمی سخت است ولی متاسفانه واقعیت دارد.

مدتهاست بنا به شرایط خانوادگی و البته محیطهای دوستانه خواسته و ناخواسته در جریان بسیاری از روابط نادرست کاری در عکاسی خبری ایران قرار می گیرم. البته این روابط فقط مربوط به زمان حال نیست و از مدتها پیش و سالها قبل وجود داشته. فرق حالا با قبل فقط در این است که دنیای مجازی فرصت نقد و نظارت بیشتری به افراد داده که در پرده یا بیرون از آن دروغها را رو کنند و از حقوق صنفی و حرفه ای شان دفاع کنند.

قاپیدن عکس دیگری و چاپ آن در معتبرترین نشریات دنیا از جمله این زرنگ بازیهای کثیفی است که متاسفانه در کشور ما به آن می گویند " حرفه ای گری" ! شاید به این دلیل که افراد کم تجربه فقط در برابر حرفه ایها! توان مقابله و اعتراض ندارند!

به هر حال فرقی نمی کند که این کار از طرف چه کسی یا کسانی صورت گرفته و می گیرد. از سوی هر کسی که باشد کثیف است .امیدوارم عکاس اصلی این عکس از حقوقش - مادی و معنوی هردو- کوتاه نیاید و سنگ بنای یک حرکت معترضانه مدنی حرفه ای را بگذارد.  

من مانده ام که فقط در روزهایی چنان تلخ که همه سیاهپوش دوستان و همکارانشان هستند، چطور چنین چیزی ممکن است اصلا؟! نمی دانم!

مرتبط:

با یک عکاس خبری جوان مصاحبه ای کرده ام که در حال پیاده کردن نوار آنم. او هم حرفهایی شنیدنی زده است در مورد حضور!!! چند تن از خبرنگاران و عکاسان خبری در زمان جنگ افغانستان. این علامتهای تعجب جلوی حضور به این دلیل است که آنها هرگز به افغانستان نرفته بودند! در حالی که مطالب و عکسهایی را به اسم سفر به افغانستان به خورد من و شما دادند که بنده برای باور کردنش دو تا شاخ هم درآوردم!این مصاحبه را بزودی منتشر می کنم.

حرفه ای های ما باید هم با این سن و سال کم به این زودی حرفه ای شوند!

پیوست:

منصوره معتمدی در وبلاگش توضیح داده که این موضوع یک اتفاق بوده و نه بیشتر! به هر حال امیدوارم که چنین بوده باشد. هرچند که در سالهای کاریم بسیار دیده ام این اتفاق! را . ولی واقعا امیدوارم عکاسی مثل مجید سعیدی که سالهاست همکار ما در تحریریه هاست چنین خبطی نکرده باشد. به هر حال این توجیه که : " شاید فلانی نخواهد توضیح دهد" که نشد دلیل! چنین مساله ای اتفاقا باید توضیح داده شود. نه برای یک عکاس یا خبرنگار ! بلکه به این خاطر که این رسم بد برافتد از بین جامعه خبرنگاری ما.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 2:45 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

بهروز عزیز خیلی متاسفم. متن زیبات چه به دل می شینه.تسلیت!

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 13:24 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

رفتنم به روزنامه اعتماد ملی منتفی شد.

پیوست: بعد از دعوت شدن به این روزنامه و رفتن و قرار مدارگذاشتن و طبیعتا دعوت کردن از روزنامه نگارانی که باید در گروه اجتماعی کار می کردن ( این هم خواسته ایشان بود که نیروهام رو حتما معرفی کنم بنابراین مجبور بودم اول به خود نیروها بگم و دعوت به کارشون کنم)، امروز دوستی با یک SMS!!!  - و نه حتا تلفن!ـ به من اطلاع داد که شورای سردبیری جدید - با دو نیرو که بهشون از اون زمان اضافه شده - از دعوت کردن شما پشیمون شده!

از این که نخواهم رفت اصلا ناراحت نیستم ولی عصبانیم به خاطر این همه بی احترامی! این روزنامه می تونست اول شورای سردبیریشو انتخاب کنه و بعد از دبیرانش دعوت به کار کنه! می تونست اول دبیر تحریریه شو دعوت کنه و بعد به ملت بگه میاین یا نه؟

این رفتار نه فقط با من، که با بعضی از گروه های دیگه هم شده ، طوری که مثلا برای دبیری یکی از گروه ها با دو سه نفر گویا حرف زدن - احتمالا مدل زور یا علی! -

به هر حال اینه حال و روز روزنامه ای که قراره مدعی جامعه مدنی و حق مردم و ... باشه.

در عین حال که به همه دوستانم که قرار است در این روزنامه قلم بزنند احترام می گذارم، به شدت از سوء مدیریتی که باعث توهین به دیگران می شود، دلخورم ( واژه بهتری پیدا نکردم )

با همه این اوصاف امیدوارم این روزنامه بعد از انتشار دستکم مشی حرفه ای تری را برگزیند و مثلا با SMS با ملت مصاحبه نکند!

این پیوست هزار برابر متن شد!

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 17:17 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

دلم زندگی می خواد اینجا. بوی مرگ گرفتیم انگار!اومدم به خودم سر بزنم دیدم چقدر بوی مرگ گرفته وبلاگم. می خوام برگردم . به زنده بودن، زنده موندن و زنده کردن همه چیزایی که باید از این بو دورشون کرد. این به معنای فراموش کردن فاجعه ای که بر همه ما رفت نیست فقط به این معناست که حتا برای فراموش نکردن اون، باید برگردیم به زندگی ، جدی تر و هدفمندتر! دلم می خواد بی شکیب رو هم به این دوتا اضافه کنم ولی می دونم اون یه ویژگی عام نیست!

پیوست: یکی مرا بپینگد لطفا! بلاگ رولینگم پنچر است و صنم هم درس داره ! 

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 18:54 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

به نظرم ما اشتباه کردیم!!!!!! اشتباهی تلخ البته! ما باید در بیانیه هایمان آنجا را که خواستار پی گیری ماجرا و ... می شدیم، حذف می کردیم و جای آن می نوشتیم: اگر بناست همچون گذشته بابت هر بحرانی، کس یا کسانی به تازیانه توبیخ کوفته شوند که احتمالا مجری رده چندم این ماجرا بوده اند، و نه مسبب واقعی آن، لطفا به دنبال ردپای این ماجرا در ارتش یا در باند فرودگاه نگردید! لطفا با عجله و در کمتر از یک هفته عده ای را به عنوان خاطی معرفی نکنید تا آتش خشم ملت داغدیده سرد شود. ما به این آتشها عادت داریم. خودتان را به زحمت نیندازید.

اگر باور نمی کنید لطفا این را ببینید.

رضا گنجی نماینده و خبرنگار آسوشیتد پرس در ایران هم نامه ای نوشته که خطاب آن به بسیاری از آقایان محترم است. گنجی را خبرنگارانی که در عراق بوده اند، خوب می شناسند. از آن بچه هایی بود که اگر بر می آمد  از هیچ کمکی به همکارانش دریغ نمی کرد.( برای من یکی که این طور بود ) و بعد از مرگ کاوه ظاهرا اگر او نبود، خیلی از کارها روبراه نمی شد.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 20:50 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

دیروز غروب خسته تر از اون بودم که بتونم بشینم پای کامپیوتر. فکر کنم به شدت دچار گاز گرفتگی ناشی از آلودگی هوا شدم. همش دوست دارم بخوابم. وقتی هم که تونستم بشینم این پشت، یه هو برق خونم رفت! اونم فقط تو قسمت چپ ساختمون!( همه بدبختی های ما مال قسمت چپه!)

بعضی از دوستان پیشنهاد کردن متن حرفای دیروزمو بذارم اینجا. اما قبلش بگم که یه مراسم دیگه هم قراره فردا ۲۱ آذر از ساعت ۳ تا ۵ عصر تو حسینیه ارشاد برگزار بشه از طرف انجمن صنفی روزنامه نگاران، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، انجمن روزنامه نگاران زن، انجمن صنفی عکاسان خبری و خانه عکاسان ایران.

این هم حرفهای من:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 12:21 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

حادثه سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران ، ایران را عزادار کرد و اندوه سنگینی بر جانمان  نهاد . برای ما که بدن های سوخته همکارانمان را روایت کردیم ، سنگینی این فاجعه را تاب آوردن دشوار است . دوستان و همکاران ما در حالی در میان آتش سوختند که می توانست این اتفاق رخ ندهد . این حادثه زنگ خطری است که بار دیگر به صدا درآمده است تا از آن درس بگیریم و از تکرارش پیشگیری کنیم .

ما امضا کنند کان بیانیه زیر ضمن گرامی داشت یاد و خاطره همکاران عزیز و دیگر قربانیان این فاجعه دلخراش و آرزوی صبر و بردباری برای خانواده های داغدیده مصرانه می خواهیم :

1 -  این پرونده به دست فراموشی سپرده نشده و از آن جا که خبر ها حاکی از نقص فنی در هواپیما بوده پیگیری موضوع تا نتیجه نهایی و روشن شدن همه ابعاد حادثه ادامه یابد .

2 -  از آن جا که چنین پروازهایی معمولا با طی روند معمول هواپیمایی کشوری و از راه تهیه بلیت اقدام نمی شود ، بیم آن می رود که در برخورد با بازماندگان مطابق قوانین و مقررات بین المللی برخورد نشود ، مقررات بین المللی در برخورد با بازماندگان و پرداخت غرامت و ... به طور کامل رعایت شود .

3 - بدیهی است که در این حادثه قربانیان و خانواده آنان  هیچ نقشی  نداشته اند و نهاد یا نهاد هایی در مقابل آنان باید پاسخ گو باشند . حداقل انتظار در چنین مواقعی پذیرش مسئولیت و عذر خواهی رسمی از بازماندگان است که با گذشت چند روز تا کنون عملی نشده است . عذر خواهی اگر چه از رنج و اندوه بازماندگان نمی کاهد ، اما حداقل حس مسئولیت پذیری می تواند از تکرار حوادث بعدی جلو گیری کند. ضروری است در اسرع وقت از بازماندگان این حادثه و خبرنگاران به صورت رسمی عذر خواهی شود.

4 -  این حادثه بار دیگر نشان داد که در برخورد با خبرنگاران چه از سوی نهاد هایی که با دعوت از خبرنگاران برای بر آوردن نیاز های اطلاع رسانی خود اقدام می کنند و چه از سوی مدیران رسانه ها حداقل امکانات لازم  برای ایمنی فراهم نشده  و استاندارد ایمنی خبرنگاران رعایت نمی شود . لذا ما از یک سو خواستار رعایت  استاندارد ایمنی خبرنگاران در دعوت و  اعزام  به ماموریت های خبری از روابط عمومی ها و نهاد های دعوت کننده از خبرنگاران و همچنین مدیران رسانه ها هستیم و از سوی دیگر از نهاد های صنفی مثل انجمن روزنامه نگاران و نهاد های دانشگاهی و آموزشی  می خواهیم برای تدوین چنین استاندارد هایی  تلاش کنند .

 در پایان بار دیگر ضمن گرامی داشت یاد دوستان و همکاران از دست رفته برای خانواده آن عزیزان آرزوی صبر و بردباری می کنیم.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 16:45 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

برخی از دوستان و همکاران رودررو یا تلفنی پرسیده اند قرار است به چه منظور دور هم جمع شویم؟ واقعیت این است که فراتر از برخوردهای احساسی که همه ما همینک گرفتار آنیم و گریزی هم از ان نیست ( و اصولا چرا نباشیم؟!) چند نکته مهم وجود دارد که از سوی یک نهاد صنفی می تواند قابل پی گیری باشد. جدا از این ما گرد هم جمع می شویم تا در بدرقه روح همکارانمان کنار هم باشیم و اگر توانستیم تسلایی بر دل دردمند خانواده هایشان.

۱- بیش و پیش از همه ابراز همدردی با خانواده ها و نزدیکان همکارانمان و برگزاری مراسم یادبودی به همین منظور.

۲- درخواست پیگیری برای معلوم شدن علت واقعی رخدادن چنین فاجعه ای در شرایطی که علتهای ضد و نقیضی از منابع رسمی و غیر منظور شنیده و منتشر می شود.

( توضیح اینکه با توجه به اینکه همسر یکی از قربانیان حی و حاضر و عاقل و بالغ وجود دارند و در مصاحبه با پناه وآزاده  (از روزنامه سرمایه ) تصریح کرده که همسرم از هواپیما تماس گرفت و توضیح داد که هواپیما دارای نقص فنی است و خلبان حاضر به پرواز نیست .... بنابراین مدیریت این پرواز باید اولا توضیح مشخصی برای علت پرواز در چنین شرایطی داشته باشد و دوما -که اتفاقا مهمتر نیز هست- دلیل مشخصی برای تکذیب این خبر داشته باشند! به فرض که همسر این خبرنگار جسارت بیان چنین مطلبی را نداشت یا اصولا چنین تماس تلفنی برقرار نشده بود، آیا حقیقت باید چنین در زیر دست و پا گم و گور شود؟)

۳-درخواست پیگیری وضعیت حقوق صنفی و انسانی آسیب دیدگان و خانواده هایشان( و پیش از همه اینکه آیا سرنشینان این هواپیما بلیط پرواز داشته اند؟ اگر آری حق و حقوق انسانی شان چه می شود و اگر نه کارفرمایان ایشان و نیز مدیران دعوت کننده پاسخ دهند که چگونه میهمانانشان را بدون بلیط و بدون دادن حق استفاده از بیمه به ایشان به مهمانی مرگ برده اند؟ و اینکه آیا مسافرت گروه های خبری با چنین هواپیمای جنگی طبیعی است؟ )

۴- تاکید برلزوم آشنا شدن خبرنگاران با برخی از حقوق مدنی و صنفی شان در مراکز علمی- رسانه ای.حقوقی  که در همه جای دنیا رعایت می شود اما در کشور ما متاسفانه همیشه بنا بر اجبار یا مصلحتهای مختلف نادیده گرفته شده و پایمال می شود.

توضیح : دوستی امشب یادآوری می کرد که این قدر نگویید چرا سوار شدند؟! شما هم اگر بودید می رفتید!

 پاسخ اینکه رفتن عده ای خبرنگار در شرایط نامساعد دلیلی بر رعایت نکردن شرایط و امکانات ایمنی برای آنها از سوی مدیران نیست.ضمن اینکه در همه کشورهای پیشرفته خبرنگاران برای آشنا شدن با حقوقشان آموزش می بینند و این نیز وظیفه رسانه ها و اصحاب آن است. نا آگاهی خبرنگاران که نافی مسوولیت کارفرمایان ایشان یا مدیران جامعه نیست! بنابراین اصلا سوال اینجاست چرا دراین مملکت هیچ علمی یا صنفی به خبرنگاران نمی آموزد که در شرایط ناایمن از چه امکاناتی باید استفاده کنند. حتا خبرنگاران مناطق جنگی نیز باید همواره از حقوق و مزایای شرایط جنگی مثل حق بیمه ، حق استفاده از وسایل و امکانات ایمنی و ... استفاده کنند چه رسد به اینان که در شرایط صلح به جنگ! رفته اند.

۵- اعتراض به نحوه اطلاع رسانی این حادثه در شرایطی که جامعه تشنه شنیدن و دانستن در مورد آن است.

(روز اول حادثه درحالی اخبار رادیو و تلویزیون از پخش نام کشته شدگان ابا داشت، که بارها و بارها تاکید شد که همه سرنشینان هواپیما کشته شده اند. علت این امنیت بازی ها و افزودن نگرانی مردم چیست؟)

مساله ای که یادمان نرود این است که خواسته های و پرسشهایمان و حتا اعتراضهایمان همگی حرفهای صنفی ماست. مابرای زدن حرفهای سیاسی چنین شرایطی را انتخاب نکرده ایم که بسیار هم پی گیری آن اهداف در این شرایط که خانواده های ایشان ناباورانه عزیزانشان را به خاک می سپرند،  غیر انسانی است.

بنابراین از یاد نبریم که برای منافع حزبی و گروهی ، فرصت بسیار است. هرکه برای همدلی و همراهی در این راه آماده است قرار ما فعلا  روز شنبه ساعت ۱۲ در انجمن صنفی .

اگرزمان آن تغییر کرد خبرش را خواهیم داد. بگمانم که شرق هم خبر را فردا منتشر کند.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 23:48 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

همین حالا دیدم پرستو یه پیشنهاد خیلی خوب داده.ازش پرسیدم پیشنهادت شخصیه؟ گفت آره. گفتم منم هستم و از اینجا دعوت می کنم از همه همکاران خبری ام و از همه کسانی که این حادثه رو بیش از یک اتفاق ساده نشانه بی تدبیری و بی مسوولیتی و بی ....  مدیران این کشور می دونن که در این اعتراض در کنار ما باشن.

ما معترضان به حادثه سقوط هواپیمای c۱۳۰ ، همکاران، دوستان و هم میهنان خبرنگارانی که در حادثه روز ۱۵ آذر جان خود را از دست داده اند، نسبت به بی تدبیری ، بی توجهی و بی کفایتی مدیرانی که به خاطر بی توجهی موجبات بروز چنین حادثه ای را پدید آوردند ، معترضیم! و می خواهیم  این اعتراض را که حق ماست،با صدای بلند و در نهاد مدنی مان یعنی انجمن صنفی روزنامه نگاران اعلام داریم.

از کسانی که با این پیشنهاد و این اعتراض موافقند می خواهیم که از این پیشنهاد حمایت کنند.

پیوست:

تشکیل این جمع اعتراضی قطعی شد فقط زمانش احتمالا امشب اعلام می شه. احتمالا جمعه یا شنبه خواهد بود.لطفا در پخش این خبر کمک کنین.

و دیگر اینکه رئیس صدا و سیما در یک مصاحبه خبری با شبکه خبر گفت که افرادی که کشته شدند، فدائیان نظام بودند.( من هنوز فرق فدایی رو با قربانی نمیدونم؟ یا اصولا فدائیان همون قربانیان هستند؟!) ضرغامی  در ادامه صحبتش گفت اینها به جای اینکه در خانه هایشان بنشینند تا مرگ به سراغشان برود، به استقبال مرگ رفتند!!! ( سرمان را به کدام دیوار بکوبیم؟!)

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 13:18 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
عجب تصویر ی است این که تو کا کشیده!

حتما مهشید  هم چیزی نوشته در این باره که خواندنی است، دو ماه است که او را نخوانده ام! وبلاگش  چندی است فیلتر شده ولی لینکش را می گذارم چون مطمئنم چیزی نوشته.

با همين هواپيماهای نظامي قراره تشريف ببرين جنگ؟

آزاده آنجا بوده  و اینجا .

این دیگه خیلی زور داره ، یکی نیست به اینا بگه شهید راهشو آگاهانه و با اختیار و اشتیاق انتخاب می کنه. مگه می شه ببری ملتو تو دهن مرگ و بعد بهشون بگی شهید؟!

روزنامه‌نگاری حرفه‌ای کیلویی چند است؟

این چه رادیوتلویزیونی‌ست که برای یک رویداد خبری دست‌دوم ۶۸ نفر را از کارگر کم‌سواد سالمند فنی گرفته تا تصویربردار و... را چنین گسیل می‌کند؟
باز هم مثل همیشه تیتر اول کلی سایت خبری هستیم.

لی لی فرهادپور  چه قشنگ، مثل یک قصه برده ما را بدورها و کاش نمی اوردمان دوباره به امروز تلخ!

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 10:55 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

حتما صد واندی آدم باید می مردند تا ارتش جمهوری اسلامی بداند هواپیماهایی را که برای انتقال خبرنگاران به مناطق مختلف اختصاص می دهد، هواپیماهایی هستند که اگر یک بار با آن بپری، ترجیح می دهی همان یک بار بمیری تا این که این تجربه را بار دیگر تکرار کنی!

سالهاست که خبرنگاران در بدترین شرایط خبری و حتا انسانی برای تهیه خبر مجبور به پذیرفتن شرایطی هستند که برای آنها در نظر گرفته می شود.

فقط کافی است که برای تهیه خبر از یک مراسم رسمی - بویژه اگر یکی از مدیران عالی رتبه در آن شرکت داشته باشد- همراه شوی! آن وقت می فهمی که چه می گویم.

با پوزش از همه همکارانم در رسانه های مختلف، باید بگویم برخورد روابط عمومی های ارگانهای رسمی با خبرنگاران برخوردی همچون گوسفند است. وانتهایی که خبرنگاران به آنها آویزانند و معمولا برای اینکه از قافله عقب نمانند مجبورند محجوبانه این وضعیت را تحمل کنند، هواپیماهای فوکری که مثل مینی بوس پرنده معمولا برای سفرهای رسمی برخی مسوولان خبرنگاران را انتقال می دهد و ..... همه نشان از این دارند که آنچه اصولا اهمیتی ندارد گویا حفظ جان این همه آدمی است ( حالا حفظ حرمت انسانی و شان کاریشان بماند) که اگر نباشند این همه خبر و گزارش و تصویر از حضرات چگونه باید تهیه شود؟!

مدتهاست که برخی از دوستان و همکارانم بصراحت از سوار شدن به هواپیماهای ارتش پرهیز می کنند و آن را نا امن می دانند اما گویا آنچه اهمیت ندارد اینجا، جان مردم است!

پیوست: با حسن و عباس تماس گرفته ام خبرنگاران همشهری، ایسنا، ایرنا و .... امان امان!

پیوست ۲ : گزارش تصویری/ واحد عکس خبرگزاری ایسنا

گزارش تصویری/ مهر نیوز

عكاس و خبرنگار فارس

تمامی سرنشينان هواپيما كه بيشترشان خبرنگاران رسانه‌ها بودند ...

باز هم مرگ همین نزدیکی ها بود

یک روایت ساده

و این خبر که البته فاجعه ای است اگر درست باشد و امیدوارم آقای روح دلایل مستندی برای انتشار این خبر حتا در وبلاگستان داشته باشد!

بويينگ C130 و حمل مسافر

باز هم عکس

آمار پویاخواندنی است !

دوقلوهاي يک ساله عليرضا!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

خبر ایلنا خبرتر از بقیه است و البته یه عالمه هم عکس گذاشته

کسوف !

عکسهای قریب ! چه قرابتی دارد این عکسها با ....  و و اینها که از وبلاگ قاجار برداشتم

تلویزیون الجزیره پیش از حتی خبرگزاری های داخلی خبر سقوط را داد

فرناز جان آن هم آرامت نمی کند!

پیوست ۳:

جالبه در تمام مدتی که به تلویزیون نگاه می کردم یا از رادیوی ماشین خبر رو می شنیدم حتا یک بار یک مدیر شجاع حاضر نشد به جای تسلیت، از ملت به خاطر بی تدبیری مدیران کشور پوزش بخواهد!!! بابا جان مگه پسر خاله ات مرده که به ننه ات تسلیت بگویی؟! جان این مردم در دست شما بود! این چندمین بار است؟! و تازه وقیحانه جلوی دوربین می گویید : این امر در هر کشوری می تواند رخ دهد؟!!!!!!!!!! البته راست هم می گویی در کدام کشور مدیران بلندپایه، می توانند چنین با اعتماد بنفس حرف بزنند و حتا جلوی دوربین ذره ای هم احساس شرمندگی در رخسارشان پدیدار نشود؟

به همین منظور به هیچ پیام تسلیتی لینک نمی دهم!

پیوست ۴:

و البته یک خبر مهم هم این که به خاطر آلودگی شدید ۱۶ آذر ! در کشور تعطیلی رسمی اعلام شده ! این آلودگی به حدی بوده که در اخبار به طور خاص از تعطیلی همه ارگانها و اداره ها و مدارس و دانشگاه ها نام برده می شود. البته سلامتی مردم مهم است، خیلی مهم !

 

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 19:15 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
منتظر بودم. دریک کافی شاپ.سومین سیگار هم دود شد و نیامد. زنگ زدم.دخترش گفت ده دقیقه است که راه افتاده. از لویزان تا کریم خان خیلی راه بود! باز هم نشستم - و این البته کمتر اتفاق می افتد از من که این همه منتظر بمانم- آدمها، موسیقی ، سیگار و چند دلیل دیگر برای ماندن بود هنوز. قهوه سفارش دادم و ... او نیامده بود هنوز ولی این شعر آمد: 

مسافر کشی است، عشق

که پیاده می کند و سوار ،

مردم در راه مانده را.

 

دوان دوان رسیده ام 

پر کرده است و

رفته است عشق!

 

۱۶/مرداد/۸۴

 

شعرم تمام شده بود. توی دود و یه حس خوب غوطه می خوردم که اومد. با یه بغل لبخند و عذر خواهی. لبخند رو گرفتم، عذرش رو هم بخشیدم به این شعر که دوستش دارم.

 

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:34 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

۱- سیدعلی صالحی برنده جایزه ادبی گلاویژ کردستان شد و شیرکو بی کس و محمد رئوف ( شاعران كردستان عراق) نيز برنده جايزه «مدال ابداع» ازسوي كانون ادبيات بغداد شدند.

چه خوب که شیرکو و سید جایزه گرفتن.آخ که چقدر دلم هوای خوندن شعرهای شیرکو رو داره.وقتی در سلیمانیه عراق بودم یکی از امیدهام دیدن شیرکو بود. ولی نتونستم ببینمش. شاید بعدا یکی از شعراشو گذاشتم اینجا.

تو همین خبر این حرفم شنیدن داره از محمود دولت آبادی:" ما نويسندگان جز خير و نيكي، آزادي و شايسته زيستن همگان، كار و آرزويي نداشته‌ايم!"

۲-  دیگه اینکه یک سری از ان.جی.او. های فعال در حوزه اجتماعی و بویژه زنان روز پنج شنبه ۱۰ آذر ساعت ۱ بعد از ظهر جلوی ساختمون تئاتر شهر یه برنامه ویژه دارن در مورد ایدز.

هدف از اجرای این برنامه آگاهی دادن و حساس کردن جامعه در مورد این غول بی شاخ و دم است.

نمایش خیابانی و موسیقی از جمله برنامه های این گروهه. اینام برگزارکننده هاشن:

انجمن تلاشگران سلامت
انجمن حمايتي فرهنگي کودکان کار
انجمن پرسپوليس (کاهش خسارات اعتياد) – کميته رنگين كمان
نشريه دانشجويي رستا
کانون هستيا انديش
مركز فرهنگي زنان

فرناز کاملترش رو نوشته.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 17:30 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

این متن با کمی تاخیر آماده و منتشر شد که تقریبا همه تاخیر رو "شخصا " به گردن می گیرم. البته من فقط بخشی از سخنرانی سوسن(طهماسبی) رو اینجا گذاشتم. فکر کنم برای دوستان عزیزم که وقت ایراد این سخنرانی در ضیافت شام جناب سفیر حضورداشتن بد نباشه. چون از چند نفر شنیدم که می پرسیدن جامعه مدنی ایران هم سخنران داشت یا نه. به هر حال سوسن در عصر روز دوم کنفرانس سخنرانی داشت و اتفاقا سخنرانیش خیلی هم مورد اقبال و استقبال حاضران قرار گرفت.

 "... با در نظر گرفتن ايـن حقيقت كه اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي و دولتها، از جمله دولت جمهوري اسلامي ايران، به اصل مشاركت كليه ذينفعان در اجراي بيانيه اجلاس متعهدند و با توجه به اهميت نقشي كه جامعه مدني در اجراي بيانيه اجلاس و برنامه عمل آن دارد، ما از دبيرخانه اجلاس موارد زير را خواستاريم:

1- ما از دبيرخانه اجلاس خواهان درخواست توضيح كتبي از مقامات ايراني در رابطه با دلايل منع برگزاري
دومين اجلاس منطقه اي سازمانهاي جامعه مدني غرب آسيا و خاور ميانه پيرامون جامعه اطلاعاتي در تاريخ 23 تا 25 آگوست 2005 در جزيره كيش، ايران هستيم.

2- ما از دبيرخانه اجلاس خواهان درخواست از مقامات ايراني براي جبران اين اشتباه با صدور اجازه براي برگزاري يك اجلاس منطقه اي ديگر در ايران و همكاري در زمينه صدور ويزا و همچنين جبران خسارت مالي وارد آمده به سازمان دهندگان اجلاس (با توجه به اينكه تامين بودجه مجدد براي چنين رويدادي امري دشوار است) هستيم؛

3- ما از دبيرخانه اجلاس خواهان صدور بيانيه اي قاطع در حمايت از نقش جامعه مدني در فرآيند اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي و تعهد در زمينه ي تسهيل و افزايش مشاركت بازيگران جامعه مدني در برنامه هاي آينده ي اجلاس و اجراي بيانيه و برنامه عمل آن هستيم؛

به طور خاص:

الف- ما خواهان حمايت مالي و فني بيشتر از سازمانهاي فعال در زمينه ي ICT و جامعه اطلاعاتي، با تاكيد ويژه بر منطقه غرب آسيا و خاور ميانه هستيم؛

ب- ما از گروه ذينفعان مسئول پي گيري فرآيند اجلاس جهاني خواهان توجه به توازن جنسيتي و منطقه اي و به ويژه جلب مشاركت سازمانهاي جامعه مدني غير دولتي از منطقه خاور ميانه و غرب آسيا مي باشيم؛

پ- ما مصرانه از سازمان ملل خواهان اصلاح فرآيند اعطاي اعتبارنامه ECOSOC با هدف فراهم آمدن امكان مشاركت واقعي سازمانهاي جامعه مدني غير دولتي از منطقه خاور ميانه و غرب آسيا در اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي و ديگر برنامه هاي سازمان ملل مي باشيم؛ چرا كه در غير اينصورت صداي حقيقي جامعه مدني مستقل كه در اين منطقه نوپا و آسيب پذير مي باشد در اجلاس هاي بين المللي به گوش نخواهد رسيد. همچنين، مصرانه از سازمان ملل خواستاريم كه با توجه به تعهد خود در رابطه با جامعه مدني به تاسيس سازماني مستقل متشكل از سازمانهاي جامعه ي مدني غير دولتي با مسئوليت نظارت و اجراي فرآيند اعطاي اعتبار نامه ECOSOC به اين سازمانها اقدام نمايد؛

ت- ما از دبيرخانه اجلاس و گروه ذينفعان مسئول پي گيري فرآيند اجلاس خواهان نظارت و كنترل دقيق عملكرد دولتهاي امضا كننده ي بيانيه و برنامه عمل اجلاس جهاني در رابطه با اجراي تعهداتشان از جمله دخالت دادن همه ي ذينفعان در امور اجرايي مي باشيم. موضوعي كه در رابطه با منطقه خاور ميانه و غرب آسيا از اهميت ويژه اي برخوردار است دسترسي به اطلاعات مي باشد. فيلترينگ براي شهروندان و سازمانهاي جامعه ي مدني در بسياري از كشورهاي منطقه ي خاور ميانه و غرب آسيا به يك معضل تبديل شده و اين در حاليست كه دولتها تعهد خود به برنامه عمل و بيانيه اجلاس كه به طور خاص بر دسترسي به اطلاعات بعنوان يك اولويت تاكيد دارد را اعلام كرده اند. دولتهايي كه بيانيه و برنامه ي عمل اجلاس را امضا كرده اند بايد به طور خاص در اين مورد پاسخگو باشند.

4- با توجه به محدوديتهاي اعمال شده در زمينه ي آزادي بيان و آزادي اجتماع در بسياري از كشورهايي كه تعهد خود به اجراي برنامه عمل و بيانيه اجلاس را اعلام نموده اند، ما مصرانه از دبيرخانه اجلاس و گروه ذينفعان مسئول پي گيري فرآيند اجلاس خواستار تاكيد بر اجراي مفاد ماده 19 بيانيه اجلاس با هدف تضمين برخورداري سازمانهاي جامعه مدني بويژه سازمانهاي فعال در زمينه ي جامعه اطلاعاتي از آزادي بيان و آزداي اجتماع مي باشيم.

خانم رئيس، حضار گرامي، نمايندگان جامعه مدني، خانمها و آقايان، دبيرخانه محترم اجلاس؛
در پايان مايليم از فرصتي كه امروز براي سخن گفتن در اينجا به ما داده شد تشكر كنيم. اميدواريم شما رسالت امروز خود را جدي گرفته و صداي جامعه مدني، بويژه صداي جامعه مدني مستقل در منطقه خاورميانه و غرب آسيا كه متاسفانه تاكنون در اكثر موارد از فرآيند اجلاس جهاني جدا مانده است را پذيرا شده و اقدامات عيني در رابطه با پيشنهادات مطرح شده در اين بيانيه در چارچوب ساختار سازمان ملل و فرآيند اجلاس صورت دهيد. بار ديگر از شما سپاسگزاريم. "

به هرحال متن کامل این سخنرانی رو تو سایت زنان ایران بخونین.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:44 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

فرشته داس به دست ( به قول یکی از دوستان) بعد از ادب به سراغ هنر رفت. خبر مرگ آتشی تلخ بود.مرگ مرتضی ممیز هم. هر دو در هنرشان سرآمد بودند. نسل ما آیا توان پر کردن آنچه از دست می دهد دارد؟

در شعر راحتتر می توانم اظهار نظر کنم و به جرات بگویم که سالیان خشکسالی است. در هنرهای دیگر اما...؟ اهل آن باید بگویند!

و

 دکتر شکرخواه چه قشنگ نوشته از ممیز

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:8 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

وقتی که هشت ماه پیش از روزنامه اعتماد بیرون آمدم تصمیم نداشتم به این زودی وارد تحریریه دیگه ای بشم. در واقع هشت ماه هم زمان کمی نیست. ولی برنامه های زیادی داشتم برای وقتی که به روزنامه  نمی رم. تو این هشت ماه اوضاع بد هم نبود. به جز این که حقوق ماهیانه ام تبدیل شده بود به حقوق یه روزنامه نگار آزاد که به ازای مطلبش حقوق می گیره.

حالا قراره دوباره برم به یه روزنامه جدید. روزنامه ای که تقریبا هیچ چشم اندازی ازش ندارم و این البته خیلی بده! دلیلم برای برگشتن به تحریریه دستکم برای خودم موجه. نمی تونی روزنامه نگار باشی ولی از تحریریه دور بمونی اینا یه جورایی لازم و ملزوم همن. وقتی از تحریریه دور می شی یعنی از اخبار دور می شی ، از منابع خبری دور می شی، از آدمهای خبرساز و خبردان دور می شی و خلاصه تو باغ نیستی.

در این روزنامه جدید هنوز نمی دونم با کیا تو تحریریه همکارم و مهمتر اینکه نمی دونم مدیران این روزنامه از تحریریه چه انتظاراتی دارن و چه درصد از مدیران روزنامه اصلا با کار روزنامه نگاری آشنایی دارن و چه قدر می دونن که ویژگی های این کار چیه؟

به هر حال ما عادت کردیم به نقل مکان از این تحریریه به اون تحریریه. یکی رو می بندن. اون یکی خودش خودشو می بنده، یکی دیگه اونقدر غیر قابل تحمل می شه که ترجیح می دی مهرتو ول کنی و جونتو آزاد و ... خلاصه اصلا نمی خوام با این روحیه وارد تحریریه جدید بشم. به هر حال مساله اصلی اینه که کار کردن مهمه. بویژه این روزا که چند تا روزنامه بیشتر برای قلم زدن نمونده .

از طرفی هم تولستوی بزرگ یه حرف مفید زده. می گه روزنامه نگاری مثل فاحشه خونه است. کسی که آلوده اش می شه نمی تونه دیگه براحتی ازش بیاد بیرون.( بلا نسبت بزرگان)

  

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 16:41 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مسموم شدم، وحشتناک!
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 18:37 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

همانطور که قبلا هم اشاره کردم حضور من در اجلاس تونس به دعوت از گروه هایی بود که بخش جامعه مدنی اجلاس را تشکیل می دادند . بنابراین علی رغم کنجکاوی فراوانم چندان فرصت گشت و گذار در بین زنان و مردان ای.تی باز و آی.تی.ساز دنیا را نداشتم.

اما حضور جامعه مدنی در اجلاس سران جامعه اطلاعاتی هم خود حکایتی دیگر است. جدا از سخنرانی ها و مقالاتی که از سوی فعالان حقوق بشر و نیز فعالان حوزه آی.تی به اجلاس رسیده بود، یکی از فعال ترین و البته کاراترین حرکتهای اجلاس تونس برگزاری ورک شاپهایی در حاشیه اجلاس بود که در واقع برگزار کنندگان آن بیشتر موسسات و نهادهای مدنی غیر دولتی از سراسر دنیا بودند.

و البته انتقال تجربه از طریق بیان رخدادهایی که افراد و گروه های غیر دولتی فعال در حوزه آی تی در جوامع  مختلف با آن روبرو هستند، گرچه نکات آموزنده بسیار داشت اما تحمل چنین کارگروه هایی برای کشوری که در آن نقض اشکار حقوق بشر از در و دیوار پیداست، چندان آسان نبود.

 بنابراین اگر در مقر اصلی اجلاس ناگهان جلوی انتشار اطلاعیه های سازمان خبرنگاران بدون مرز گرفته می شد ، جای تعجبی نداشت و اگر در کارگاه " بیان زیر سرکوب" ناگهان مدیر جلسه را فرا می خواندند که " کاسه و کوزه ات را جمع کن و ... " اصلا عجیب نبود/ همه را بگذارید به حساب کسانی که آنهمه داد و بیداد کردند که چنین اجلاسی گرچه نباید منحصرا در کشورهای پیشرفته برگزار شود ولی دستکم در کشوری هم نباشد که کوچکترین انتقاد، نقد و حتا گزارش وضعیت از کشورهای دیگر را هم بر نمی تابد!

جدا از این حرفها جالب است که بیشترین شرکت کنندگان این بخش ( جامعه مدنی حاضر در اجلاس) از کشورهای شرق آسیا، خاورمیانه، هند و اروپای شرقی بودند.یعنی کشورهایی که توسعه آی.تی در آنها به خاطر نبود توسعه سیاسی همواره با سرکوب مواجه بوده است.

حضور این افراد را اگر با نمایندگان دولتی کشورهایشان در کنار هم بگذاریم تفاوت انتظارات آنها از جامعه اطلاعاتی به چشم می خورد.

بیشتر نمایندگان دولتی کشورهای جهان سومی در سخنرانی ها و بیانهایشان از توسعه سخت افزاری و بویژه مخابراتی در کشورشان خبر می دادند. در حالی که بیشتر حرف نمایندگان جامعه مدنی چانه زنی بر سر نبود حق دسترسی آزادانه به اطلاعات ، محدودیتها و تهدیدهای قدرتهای حاکم بر جامعه اطلاعاتی، نداشتن یا تحدید حق ارتباط، سرکوب آزادی بیان و بالاخره تکیه بر توسعه نیافتگی نرم افزاری کشورها بود.

 

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 2:21 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

از ویژگی های یک کشور استبداد زده بزرگنمایی قدرت فرد یا حزبی است که در راس قدرت قرار دارد. در واقع نمایش قدرت از طریق به رخ کشیدن فرد یا گروه صاحب قدرت در سلول سلول جوامع استبدادی مشهود است. از ظاهر جامعه و حتا مرفولوژی شهری گرفته تا رفتار شهروندان، وضعیت رسانه ها ، شرایط افراد و گروه های غیر دولتی مستقل و ....

در این گونه کشورها درست برعکس جوامع پیشرفته که وحدت ملی از طریق تکیه بر نمادهای جمعی و ملی نمایش داده میشود، تکیه اصلی روی افراد است.

به طور مثال به فیلمهای امریکایی نگاه کنیم. از روشنفکری ترین آنها تا گیشه ای ترینشان بالاخره از یک گوشه فیلم پرچم امریکا بیرون می زند. یعنی به جای شخص یا اشخاص حاکم، پرچم یا مثلا مجسمه آزادی است که بزرگ می شود.

قصد من اصلا تعریف یا جانبداری از این شیوه نیست بلکه فقط دو گونه رفتار سیاسی را بازنمایی می کنم.

در کشورهای توسعه یافته نهادهای بازدارنده اجتماعی و نیز سطح اگاهی عمومی جامعه یک گروه مقابله و فشار در برابر قدرت سیاسی است تا حد و حریم حرکتهای سیاسی افراد و گروه ها کنترل و نظام مند باشد.

شما هرگز در پاریس یا فرانکفورت نمی بینید که در و دیوار شهر را از عکسهای رئیس جمهوری این کشورها پر کنند. ولی مثلا در سوریه اگر حتا در مغازه ها و فروشگاه ها،  عکسی از آقایان اسد به نمایش گذاشته نشود، در واقع به این معنی است که صاحب این مکان یک رفتار سیاسی ضد دولت از خودش نشان داده. چسباندن عکس فرد حاکم به در و دیوار درواقع تضمینی است برای داشتن حق حیات اجتماعی.

در سه-چهار روزی که در تونس بودم، به قدری از دیدن عکس رئیس جمهوری این کشور بر در و دیوار های شهر اشباع شدم که می توانم تا سالها چشم بسته عکس آقای زین العابدین بن علی را بکشم.

بزرگترین میدان پایتخت این کشور - میدان ۷ نوامبر- که به تصور من و همراهانم باید روز استقلال این کشور می بود در کمال ناباوری ما بنام روز تولد بن علی است.

بنابراین در ادامه بحث پست پیشینم، سرکوب و کنترل بیش از حد افراد و گروه های اجتماعی، نبود آزادی بیان، آباد بودن زندانها و ... در چنین کشوری به نظر طبیعی می آید.

( البته شانس آورده اند تونسی ها که دستکم بن علی آدم خوش قیافه ای است وگرنه ....)

در چنین شرایطی تونس زمانی میزبان اجلاس شد که هفت نفر از مبارزان سیاسی این کشور مدت یک ماه در اعتصاب غذا به سر می بردند.

در گفته های برخی از اعضای دعوت شده جامعه مدنی و فعالان حقوق بشر حاضر در اجلاس اینطور می نمود که انتظار بیشتری از نماینده جامعه مدنی یعنی خانم شیرین عبادی در مراسم افتتاحیه اجلاس داشتند. انتظاری که بیشتر از لابلای حرفهای ساموئل اشمیت رئیس کنفدراسیون سوئیس ( بیشتر رسانه ها در ایران از ایشان با عنوان رئیس جمهوری نام می برند) شنیده شد.

با این حال اشاره خانم عبادی به دولتهایی که جی.ان.جی.او  ها را به اجلاسهای جهانی غالب می کنند  و فضای اطلاع رسانی کشورهایشان را با تحدید و تهدید می بندند و نیز اشاره مستقیم به دستگیری و سرکوب وبلاگ نویسان ( خطاب به دولتها گفته شد تا دیوار بشنود!) جای شکر داشت.

این حرفها وقتی خانم عبادی از اعتصاب غذاکنندگان تونسی دیدار کرد و با هدیه کردن خرما روزه سیاسی ایشان را شکاند، جامه عمل هم پوشید. جامه ای که مسلما آقای بن علی آن را بر نمی تافت و چنین شد که دیدار دارنده نوبل صلح ۲۰۰۴ با رئیس جمهوری قدرتمدار تونس ( با ۱۸ سال سابقه بدون انقطاع ریاست جمهوری) به بهانه هایی قابل قبول از هر دو سو لغو شد.

 

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:37 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin